|
مربیان انبیاءع چه کسانی هستند؟
ارتباط انبیاء(ع) با اهلبیت(ع)
چکیده:
خداوند در قرآن از ایمان به انبیاء ع و آنچه که ایشان آوردهاند سخن گفته
است. در حالیکه آنچه در جامعه درباره انبیاء ع جریان دارد صرفاً آشنایی
مختصری با برخی از این بزرگواران و بعضی از افعال ایشان است. زمانی میتوان
یک آگاهی یا یک اعتقاد را ایمان دانست که بر افکار، دیدگاه و رفتار انسان
اثر بگذارد و آنها را تحتالشعاع خود قرار دهد. آن میزان معرفت از انبیاء ع
را که در جامعه جاری است نمیتوان ایمان دانست چرا که نتوانسته است اثری
قابل ذکر در جامعه بر جای گذارد.براي يافتن منظر صحيح بايد فراتر از زمان و
مكان نگاه كنيم. اهل بيت ع محدود به هزار و چهارصد سال پيش نيستند بلكه
ايشان از ابتداي خلقت با جنبه هاي نوري و روحي خويش حضور داشته اند. از
آيات و روايات بر مي آيد كه شأن اهل بيت ع افضل از انبياء و رسل مي باشد و
بلكه ايشان معلمان و مربيان پيامبران بوده اند. انبياء و رسل با جنبه هاي
فرا مادي اهل بيت ع آشنا بودند و ايشان براي برپايي ملك اهل بيت ع بر روي
زمين زمينه سازي مي كردند. ايشان با امام زمان عج و ظهور مأنوس بودند و
براي برپايي ظهور زمينه سازي مي نمودند. امام ره در مورد انبیاء فرمود
پیامبران ع همگی به دنبال ایجاد حکومت بودند. انبیاء ع همگی به دنبال
برپایی حکومتی بودند که در زمان قائم از اهلبیت ع جریان دارد و اقامه قسط
را در سایه تشکیل دولت حق میدیدند. رسالت رسولان ع در ارتباط با برپایی
حکومت اهلبیت ع بر روی زمین تعریف میشود.
--------------------------------------------------------------
خداوند در قرآن از ایمان به انبیاء ع و آنچه که ایشان آوردهاند سخن گفته
است. در حالیکه آنچه در جامعه درباره انبیاء ع جریان دارد صرفاً آشنایی
مختصری با برخی از این بزرگواران و بعضی از افعال ایشان است. زمانی میتوان
یک آگاهی یا یک اعتقاد را ایمان دانست که بر افکار، دیدگاه و رفتار انسان
اثر بگذارد و آنها را تحتالشعاع خود قرار دهد(1).
آن میزان معرفت از انبیاء ع را که در جامعه جاری است نمیتوان ایمان دانست
چرا که نتوانسته است اثری قابل ذکر در جامعه بر جای گذارد. به عنوان مثال
عصای حضرت موسی ع و انگشتر حضرت سلیمان ع و استفادهای که این دو بزرگوار
از این اشیاء میگرفتند چه خاصیتی در زندگی ما دارد؟ دانستن اینکه حضرت
ابراهیم ع حج میگزارْد و یا حضرت عیسی ع مرده را به اذن الله زنده مینمود
چه سودی برای ما داشته است؟ کدام رفتارمان است که میتوانیم روی آن انگشت
گذاریم و بگوییم که این عمل ما ناشی از ایمان ما به انبیاء ع است؟ در این
مقال سعی شده است مطالبی مستند به آیات قرآن و احادیث اهلبیت ع مطرح گردد
تا مایه افزایش شناخت نسبت به انبیاء عظام علیهمالسلام و راه و هدف این
بزرگواران و انطباق بیشتر رفتارها با ایشان گردد.
خداوند متعال در آغاز خلقت ابتدا نور حضرت رسول الله محمد مصطفی ص را
آفرید و سپس از آن نور، نور امیرالمؤمنین ع و دیگر اهلبیت عصمت و طهارت ع
خلق نمود. در تفکر شیعی اول مخلوقات اهلبیت ع هستند و این بزرگواران با
جنبه نوری خویش حضور داشتند در زمانی که هیچ جنبندهای نبود(2).
سپس خداوند ملائک را آفرید و آنها از اهلبیت ع آموختند که چگونه خداوند را
عبادت کنند(3). پس
از آن خداوند به آفرینش انسانها پرداخت و ابتدا ارواح آنان را خلق نمود و
سپس آنها را به جسمهایی ذرّهای (به اندازه حباب) مقید نمود. خداوند پس از
آن همه انسانها را در مکانی جمع کرد و از آنها عهد گرفت. اولین موضوعی که
از انسانها در مورد آن عهد گرفته شد ربوبیت خداوند بود و در آن صحنه
انسانها به ربوبیت خداوند اقرار نمودند(4).
سپس خداوند خصوص از انسانها یعنی انبیاء ع را مورد خطاب قرار داد و از
ایشان درباره ایمان به حضرت رسول الله ص و نصرت امیرالمؤمنین ع میثاق گرفت(5).
پس از آن خداوند معدودی از انبیاء ع یعنی حضرت عیسی ع، حضرت موسی ع، حضرت
ابراهیم ع، و حضرت نوح ع، را جدا نمود و از ایشان عزم نسبت به مهدی عج را
خواست و در این مورد با آنها پیمان بست و این بزرگواران به آن اقرار کردند
و لذا عزیمت(اولوالعزمی) برای ایشان ثبت گردید از جهت مهدی عج.(6)
انبیاء ع با اهلبیت ع بسیار آشنا بودند و بسیار به ایشان
توجه داشتند. نوع نگاه ما به اهلبیت ع اهمیت فراوانی دارد . نباید تصور
کرد که اهلبیت ع هزار و چهارصد سال پیش به دنیا آمدند و حضور ایشان از آن
زمان آغاز میشود بلکه طبق تفکر شیعی باید اینگونه اعتقاد داشت که اهلبیت
ع از ابتدا با وجه نوری و سپس روحی حضور داشتند، بر انسانها و اعمال انها
شاهد بودند، انبیاء ع را که به ایشان متوسل میشدند تعلیم و تربیت و آنها
را در صحنههای پیش رویشان یاری مینمودند(7).
در مقابل، انبیاء ع نیز طبق برخی آثار باستانی کشف شده بسیار با اهلبیت ع
مناجات و از ایشان طلب یاری میکردند. به عنوان مثال شیئی که اسامی پنجتن
علیهمالسلام روی آن نوشته و در جلوی کشتی حضرت نوح ع نصب شده بود، و یا
کتیبه سلیمانی که در آن حضرت سلیمان ع به پنجتن علیهمالسلام متوسل شده و
از ایشان یاری میطلبد(8).
در این دیدگاه اهلبیت ع در زمان نمیگنجند و فراتر از زمان هستند و ایشان
همیشه با جنبههای غیر مادی خود حضور دارند و در واقع در هزار و چهارصد سال
پیش این بزرگواران به دنیا تشریف آوردند و با جسم مادی در زمین حاضر شدند و
پس از رحلت ایشان از دنیا حضور ایشان به صورت قبلی (با وجه نوری و روحی)
کماکان ادامه دارد. اکنون نیز در دوران غیبت امام زمان عج نوع بهرهمندی از
اهلبیت ع شبیه روش بهرهمندی از ایشان در زمان انبیاء ع است. در این زمان
میتوان نه از جنبه مادی بلکه از نور ولایت و امامت اهلبیت ع انتفاع برد(9)
چنانچه انبیاء ع در آن زمان بسیار از نور اهلبیت ع بهره میبردند. در قرآن
آشنایی انبیاء ع با اهلبیت ع مشهود است. حضرت ابراهیم ع هنگام صحبت با پدر
خوانده خویش از صراطالسوی سخن می گوید که در حدیث منظور از صراط السوی
امام زمان عج ذکر شده است(10).
و یا آنجایی که ایشان بعضی از ذریه خود را در مکه قرار می دهد از خدا می
خواهد که
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ
قلبهای گروهی از مردم را متوجه ایشان ساز که در
حدیث در توضیح «ایشان» اهلبیت ع نام برده شدهاند(11).
حضرت لوط ع
آنقدر با ظهور امام زمان عج آشنا و در حال و هوای ظهور ایشان بود که در آن
زمانی که قوم وی درخواستی دارند ایشان داشتن قوای اصحاب امام زمان عج را
آرزو میکند(12).
حضرت خضر ع به دنبال آب حیات می گردد و پس از اینکه به آن میرسد و از آن
مینوشد مدتها بعد خداوند ایشان را به آب حیات حقیقی میرساند و ایشان
همنشین امام زمان عج می گردد. خداوند در مورد حضرت عیسی ع در قرآن
میفرماید
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلاّ لَيُؤْمِنَنَّ
بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهيدًا
(13)
و هيچ يك از اهل كتاب نيست
مگر اينكه پيش از مرگش به او [= حضرت مسيح] ايمان ميآورد؛ و روز قيامت، بر
آنها گواه خواهد بود. از آنجا که حضرت عیسی ع درگذشته فوت ننمود بلکه به
آسمان عروج کرد پس این واقعه در زمان حضور دوم ایشان بوقوع میپیوندد،
زمانی که حضرت عیسی ع به دنیا بازمیگردد و وزیر امام زمان عج میباشد(14).
آنکه که در آخرالزمان نازل میگردد و زمین را برای برپایی حکومت اهلبیت ع
آماده میسازد بی شک در زمان اولین حضور خویش در دنیا نیز متوجه زمینهسازی
برای حکومت حقه اهلبیت ع بوده است. همچنین انبیاء ع با ماجرای کربلا آشنا
بودند و نقل میشود هریک از ایشان به سرزمین کربلا قدم میگذاشت خداوند او
را به نحوی متوجه ماجرای امام حسین ص مینمود. به عنوان مثال زمانیکه حضرت
آدم ع از کربلا عبور میکرد پای مبارکش به سنگی برخورد نمود و خون از آن
جاری شد. وقتی ایشان علت ماجرا را پرسید خداوند به وی فرمود که فقط
میخواستم موضوعی را به شما متذکر شوم، سپس ماجرای امام حسین ص را برای
ایشان تعریف کرد.
ابراهیم(ع) زمانی که میخواست فرزندش را ذبح کند و خداوند مشیت کرد که این
کار انجام نشود، علت را جویا شد و خداوند به ابراهیم ع فرمود تا اینکه
اندوه تو پس از ذبح فرزندت مانع عزاداریت برای حسین ع نشود(15).
همچنین هنگامی که
اسماعیل بن حزقیل ع (صادق الوعد) را قوم ایشان به قتلهگاه میبردند مَلَک
عذاب به سوی ایشان آمد و عرض کرد که اگر شما بخواهید همه اینها را عذاب
میکنم و شما را نجات میدهم، ولی ایشان دعوت او را رد نمود و فرمود
لی أسوة بما یُصنَعُ بالحُسَین ع
همانا برای من الگویی است در آنچه بر حسین ع واقع میشود(16).
در تفکر
شیعی به سیر بشر اینگونه نگاه میشود که در کل، دو گونه دولت وجود دارد،
دولت حق و دولت باطل، یا به عبارتی دولتی برای الله و دولتی برای ابلیس. از
ابتدای تاریخ تا کنون دولت باطل جریان داشته است و دولت حق با برپایی مُلک
اهلبیت ع آغاز میشود و دولت خدا از طریق اهلبیت ع جریان مییابد(17).
بنابراین انبیاء ع در خلال تاریخ برای تحقق دولت خداوند تمام سعی خویش را
به کار میگرفتند. انقلاب اسلامی ایران نیز در راستای زمینهسازی برای
برپایی مُلک عظیم اهلبیت ع تعریف میگردد و مقدمهای است برای تشکیل دولت
حق(18). به گفته
امام خمینی ره «پیامبران ع همگی به دنبال ایجاد حکومت بودند»(19)،
انبیاء ع همگی به دنبال برپایی حکومتی بودند که در زمان قائم از اهلبیت ع
جریان دارد. رسالت رسولان ع در ارتباط با برپایی حکومت اهلبیت ع بر روی
زمین تعریف میشود. خداوند در سوره ابراهیم آیه پنجم میفرماید
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسي
بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ
ذَكِّرْهُمْ بِأَيّامِ اللّهِ
ما موسي را
با آيات خود فرستاديم؛ (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر!
و «ايّام اللّه» را به آنان ياد آور! در حدیث نقل است که «ایام الله» سه
روز است؛ یوم الله ظهور، یوم الله رجعت، یوم الله قیامت و خداوند از حضرت
موسی ع میخواهد که قومش را با ایام الله که یکی از آن ایام، ظهور امام
زمان عج است آشنا سازد و در آن مسیر حرکت دهد(20).
اگر گفته میشود پیامبران برای اقامه قسط برانگیخته شدند(21)
باید گفت که در حقیقت در ماجرای تشکیل دولت حق است که قسط اقامه میشود لذا
انبیاء ع بسیار به ماجرای ظهور میپرداختند و اقامه عدل را در سایه ایجاد
مُلک عظیم اهلبیت ع میدانستند(22).
انبیاء ع که
هزاران سال قبل از ما در دنیا حضور داشتند اینگونه به اهلبیت ع توجه
داشتند و طبق عهدی که با خداوند برای نصرت اهلبیت ع بسته بودند برای
برپایی مُلک ایشان زمینهسازی مینمودند. ما زمانی میتوانیم بگوییم به
انبیاء ع ایمان آوردهایم که خود را در عقاید و رفتارمان با ایشان هماهنگ
کنیم. اگر انبیاء ع تمام تلاششان به سوی اصلاح عالم و آدم برای تشکیل دولت
حق بود و در این راستا هر یک قوم خود را تربیت و دعوت به حق مینمود و اگر
این بزرگواران با برداشتن موانع از سر راه ایجاد دولت خدایی، برای اقامه
قسط همت میکردند، با همراستا شدنِ ما با این مسیر است که میتوانیم به
فرمان خداوند مبنی بر ایمان به انبیاء ع و آنچه که ایشان آوردند پاسخ
گوییم. پیامبران ع که اعمال ایشان عمل صالح بود(23)
به دنبال اصلاح عالم و بشر بودند برای برپایی مُلک عظیم آل ابراهیم ع(24).
ما نیز اگر میخواهیم دچار خسران نشویم باید به انبیاء ع و آنچه ایشان
انجام دادند و در آینده انجام خواهند داد ایمان بیاوریم و در همین راستا
عمل کنیم تا عمل ما عمل صالح باشد(25).
----------------------------------------------------------------------
پینوشتها
(1)
در قرآن غالباً ایمان در کنار و قبل از عمل صالح مطرح میشود که نشان دهنده
ارتباط این دو مقوله است. عمل صالح زاییده ایمان است و البته عمل صالح خود
میتواند باعث تقویت ایمان شود.
(2)
و بإسناده مرفوعا إلى
جابر بن يزيد الجعفي قال قال أبو جعفر محمد بن علي الباقر ع يا جابر كان
الله و لا شيء غيره و لا معلوم و لا مجهول فأول ما ابتدأ من خلق خلقه
أن خلق محمدا ص و خلقنا أهل البيت معه من نوره و عظمته
امام باقر(ع) به جابر فرمودند: «ای جابر! خداوند بود و هیچ چیز غیر از
او نبود و هیچ پیدا و ناپیدایی وجود نداشت. سپس اولین خلقتی را که آغاز کرد
این بود که محمدص را خلق نمود و ما اهلبیت را همراه وی از نور
و عظمت او آفرید».
/
بحارالأنوار ج25 ص17 ح31
و
من ذلك ما رواه ابن بابويه مرفوعا إلى عبد الله بن المبارك عن جعفر بن محمد
عن أبيه عن جده عن أمير المؤمنين ع أنه
قال إن الله خلق نور محمد ص قبل المخلوقات بأربعة عشر ألف سنة و خلق
معه اثني عشر حجابا و المراد بالحجب الأئمة ع
امام صادق(ع) از قول امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «خداوند نور محمد را
خلق نمود چهارده هزار سال قبل از مخلوقات و همراه او دوازده حجاب آفرید، و
مراد از حجابها ائمه(ع) هستند».
/
بحارالأنوار ج25 ص21 ح36
عن
الثمالي عن أبي جعفر ع أنه قال إن الله سبحانه تفرد في وحدانيته ثم تكلم
بكلمة فصارت نورا ثم خلق من ذلك النور محمدا و عليا و عترته ع ثم تكلم
بكلمة فصارت روحا و أسكنها في ذلك النور و أسكنه في أبداننا فنحن روح الله
و كلمته احتجب بنا عن خلقه فما زلنا في ظل عرشه خضراء مسبحين نسبحه و نقدسه
حيث لا شمس و لا قمر و لا عين تطرف ...
به اسناد فوق از امام باقر (ع) نقل است كه فرمودند: همانا خداوند
سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به
نور شد. سپس از آن نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي
تكلم كرد و آن كلمه تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن
روح را در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله هستيم كه
بوسيله ما خداوند از خلقش پنهان شده است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي
نبود و چشمي نبود كه بر هم زده شود. ...
/
بحارالأنوار
ج25 ص23
عن
محمد بن سنان قال كنت عند أبي جعفر الثاني ع فقال يا محمد إن الله تبارك
و تعالى لم يزل متفردا بوحدانيته ثم خلق محمدا و عليا و فاطمة فمكثوا ألف
دهر ثم خلق جميع الأشياء فأشهدهم خلقها و أجرى طاعتهم عليها و فوض أمورها
إليهم فهم يحلون ما يشاءون و يحرمون ما يشاءون و لن يشاءوا إِلَّا أَنْ
يَشاءَ اللَّهُ تبارك و تعالى ثم قال يا محمد هذه الديانة التي من تقدمها
مرق و من تخلف عنها محق و من لزمها لحق خذها إليك يا محمد
امام جواد(ع) فرمودند: اي محمد (ابن سنان) همانا خداوند تبارك و تعالي
دائماً بواسطه وحدانيتش تنها بوده. سپس محمد و علي و فاطمه را خلق نمود. پس
هزار دوران مكث كردند. سپس همه اشياء را خلق نمود و آنها را شاهد خلقت جميع
اشياء قرار داد و طاعت آنان را بر جميع اشياء جاري نمود و امور جميع اشياء
را به سوي آنها تفويض نمود. پس ايشان حلال مي كنند آنچه را كه بخواهند و
حرام مي كنند آنچه را كه بخواهند و نمي خواهند مگر آنچه را كه خداوند تبارك
و تعالي بخواهد. سپس امام جواد فرمودند اي محمد! اين ديانتي است كه هركه
از آن پيشي بگيرد از دين خارج شود و هركه از آن ديانت تخلف كند نابود گردد
و هركه ملازم آن ديانت باشد، به آن ملحق مي شود. آنرا بگير اي محمد.
/
بحارالأنوار ج 54 ص 195
(3)
سأل
المفضل الصادق ع ما كنتم قبل أن يخلق الله السماوات و الأرضين قال ع كنا
أنوارا حول العرش نسبح الله و نقدسه حتى خلق الله سبحانه الملائكة فقال لهم
سبحوا فقالوا يا ربنا لا علم لنا فقال لنا سبحوا فسبحنا فسبحت الملائكة
بتسبيحنا ...
فقال
ابن عباس إنا كنا عند رسول الله ص فأقبل علي بن أبي طالب ع فلما رآه النبي
ص تبسم في وجهه و قال مرحبا بمن خلقه الله قبل آدم بأربعين ألف عام
فقلت يا رسول الله أ كان الابن قبل الأب قال نعم إن الله تعالى خلقني و
خلق عليا قبل أن يخلق آدم بهذه المدة خلق نورا فقسمه نصفين فخلقني من نصفه
و خلق عليا من النصف الآخر قبل الأشياء كلها ثم خلق الأشياء فكانت مظلمة
فنورها من نوري و نور علي ثم جعلنا عن يمين العرش ثم خلق الملائكة فسبحنا
فسبحت الملائكة و هللنا فهللت الملائكة فكبرنا فكبرت الملائكة فكان ذلك من
تعليمي و تعليم علي...
ابن مهران از ابن عباس از تفسير
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
سؤال كرد . ابن عباس گفت ما نزد رسول خدا بوديم پس به سوي علي بن ابي طالب
رو كردند . هنگامي كه رسول الله ايشان را ديدند در صورتشان تبسمي نمودند و
فرمودند مرحبا به كسي كه خداوند چهل هزار سال پيش از آدم او را خاق نمود.
پس گفتم يا رسول الله! آيا فرزند قبل از پدر است؟ حضرت فرمودند : آري همانا
خداوند تعالي قبل از اينكه آدم را در اين مدت خلق نمايد من و علي را خلق
نمود. پيش از همه اشياء نوري را خلق فرمود و آن را به دو قسمت نمود پس مرا
از نصف آن نور و علي را از نصف ديگر آن نور آفريد. سپس اشياء را خلق نمود
كه تاريك بودند. پس نور اشياء از نور من و علي است . سپس ما را از سمت راست
عرش قرار داد و پس از آن ملا ئكه را آفريد. پس ما تسبيح گفتيم و سپس ملائكه
تسبيح كردند و ما تهليل گفتيم و ملائكه تهليل كردند و ما تكبير گفتيم و
ملائكه تكبير گفتند پس ان ها (رفتارها) از تعليم من و علي است . /
بحارالأنوار ج 24 ص 88 /
تأويلالآياتالظاهرة ص 488
قال رسول الله ص
و إن
الملائكة لخدامنا و خدام محبينا يا علي الذين يحملون العرش و من حوله
يسبحون بحمد ربهم و يستغفرون للذين آمنوا بولايتنا يا علي لو لا نحن ما خلق
الله آدم و لا حواء و لا الجنة و لا النار و لا السماء و لا الأرض فكيف لا
نكون أفضل من الملائكة و قد سبقناهم إلى معرفة ربنا و تسبيحه و تهليله و
تقديسه لأن أول ما خلق الله عز و جل خلق أرواحنا فأنطقنا بتوحيده و تحميده
ثم خلق الملائكة فلما شاهدوا أرواحنا نورا واحدا استعظموا أمرنا فسبحنا
لتعلم الملائكة أنا خلق مخلوقون و أنه منزه عن صفاتنا فسبحت الملائكة
بتسبيحنا و نزهته عن صفاتنا فلما شاهدوا عظم شأننا هللنا لتعلم الملائكة أن
لا إله إلا الله و أنا عبيد و لسنا بآلهة يجب أن نعبد معه أو دونه فقالوا
لا إله إلا الله فلما شاهدوا كبر محلنا كبرنا لتعلم الملائكة أن الله أكبر
من أن ينال عظم المحل إلا به فلما شاهدوا ما جعله الله لنا من العزة و
القوة قلنا لا حول و لا قوة إلا بالله لتعلم الملائكة أن لا حول لنا و لا
قوة إلا بالله فلما شاهدوا ما أنعم الله به علينا و أوجبه لنا من فرض
الطاعة قلنا الحمد لله لتعلم الملائكة ما يحق لله تعالى ذكره علينا من
الحمد على نعمته فقالت الملائكة الحمد لله فبنا اهتدوا إلى معرفة توحيد
الله وتسبيحه و تهليله و تحميده و تمجيده ثم إن الله تبارك و تعالى خلق آدم
فأودعنا صلبه و أمر الملائكة بالسجود له تعظيما لنا و إكراما و كان سجودهم
لله
عز و
جل عبودية و لآدم إكراما و طاعة لكوننا في صلبه فكيف لا نكون أفضل من
الملائكة و قد سجدوا لآدم كلهم أجمعون
رسول خدا(ص) فرمودند: فرشتگان خدمتكاران ما و دوستان ما
هستند، يا علي اين فرشتگان كساني هستند كه عرش با عظمت الهي را بر دوش
گرفته و آنان كه اطراف عرشند به تسبيح و ستايش حق مشغولند و براي آنان كه
به ولايت ما ايمان دارند از خدا آمرزش مي طلبند، يا علي اگر ما نبوديم
خداوند آدم و حوا را نمي آفريد، بهشت و دوزخ را ايجاد نمي كرد، آسمان و
زمين را پديد نمي آورد، با اين وصف چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم در
حالي كه پيش از ايشان به پروردگارمان معرفت پيدا كرده و به تسبيح و تهليل و
تقديسش پرداخته ايم زيرا اول موجودي كه پروردگار عالميان آفريد ارواح ما
بود، پس از آفريدن، آن را به توحيد و تحميدش گويا ساخت سپس فرشتگان را
آفريد، ايشان وقتي مشاهده كردند كه ارواح ما يك نور است امر ما را بزرگ
شمردند و ما براي اين كه فرشتگان بدانند مخلوق حضرت جلال هستيم و او از
صفات ما مخلوقات مبرا است حضرتش را تسبيح و تنزيه نموديم، فرشتگان كه چنين
ديدند آنها نيز با تسبيح ما به تسبيح حق پرداخته و حضرتش را از صفات ما
منزه نمودند. و نيز چون شأن ما را با عظمت ديدند براي اينكه بدانند معبودي
غير از حق ـ جلت عظمته ـ نيست و ما بندگان او بوده و آفريدگار نيستيم به
تهليل آن حضرت پرداخته و هر معبودي غير از او را نفي نموديم و وقتي فرشتگان
چنين ديدند آنان نيز به گفتن لا اله الا الله مبادرت ورزيدند. و نيز وقتي
عظمت و موقعيت و محل ما را مشاهده كردند جهت آگاه نمودن ايشان كه حق تعالي
بزرگتر از هر چيزي است و عظمت و محل و موقعيت ما صرفا بواسطه او است به
تكبير پرداخته و حضرتش را به بزرگي ياد نموديم. و چون عزت و قوت ما را
مشاهده كردند براي اينكه بدانند هيچ عزت و قوتي نيست مگر از ناحيه افاضه
باري تعالي گفتيم: لا حول ولا قوه الا بالله. و وقتي نعمتهاي وافره باري
تعالي بر ما را مشاهده كردند و يافتند كه طاعت ما فرض و واجب است براي
اينكه بدانند در مقابل اين نعمتها شايسته است او را ستودن، گفتيم: الحمدلله
و فرشتگان نيز به دنبال آن گفتند: الحمد لله. پس فرشتگان به واسطه ما به
يكتاپرستي و تسبيح و تهليل و تحميد و تمجيد نمودن باري تعالي ارشاد و
راهنمايي شدند. پس از خلقت ما حق تبارك و تعالي حضرت آدم را آفريد و ما را
به رسم وديعه در پشتش قرار داد و به منظور بزرگداشت و إكرام ما به فرشتگان
امر نمود كه به آدم سجده كنند و اين سجده در واقع عبادت حق عزّوجل و إكرام
آدم و چون ما در پشت و صلب او بوديم طاعت ما بود، پس با اين وصف چگونه ما
برتر از فرشتگان نباشيم در حالي كه جملگي آنها در مقابل آدم سجده نمودند؟ /
بحارالأنوار ج18 ص 345 / عللالشرائع ج1 ص5 / عيونأخبار رضاع
ج 1 ص 262 / منتخبالأنوارالمضيئه ص 11 / تأويلالآياتالظاهره ص 835
(4)
قال
امیرالمؤمنین(ع)
... إِنَّ
اللَّهَ خَلَقَ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ
امیرالمؤمنینع فرمود : ... همانا خداوند خلق نمود
ارواح{انسانها} را دو هزار سال قبل از اینکه بدن {های ذرهای} آنها را
خلق کند.
الكافي ج1 ص438 / بحارالأنوار ج24 ص126 / بصائرالدرجات ج86 ص15 /
تفسيرالعياشي ج2 ص248 / تفسيرفراتالكوفي ص229 / دلائلالإمامة ص260
قالص
أخذ الله الميثاق من ظهر آدم بنعمان يعنى عرفة فأخرج من صلبه كل ذرية ذرأها
فنشرهم بين يديه كالذر ثم كلمهم وتلا أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
حضرت رسول الله (ص) فرمودند: خداوند پيمان گرفت نسبت
به پادشاهان و سروران (اهل بيت ع) از نسل آدم يعني به معرفت آنان. سپس همه
فرزندان آدم را كه آفريده بود از پشتش بيرون آورد و در جلويش آنها را مانند
ذره پراكنده كرد. سپس با آنان سخن گفت و فرمود:
ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى (آيا من خداي شما نيستم؟ گفتند: بلكه، هستي.)
/ عوالىاللالى ج1 ص182
عن
زرارة قال سألت أبا جعفر ع عن قول الله « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ
بَنِى آدَمَ» إلى « أَنْفُسِهِمْ» قال أخرج الله من ظهر آدم ذريته إلى
يوم القيمة فخرجوا [و هم] كالذر ، فعرفهم نفسه و أراهم نفسه ، و لو لا ذلك
ما عرف أحد ربه
از امام باقر(ع) در مورد آيه
«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ إلى أَنْفُسِهِمْ»
سئوال شد، فرمودند: خداوند فرزندان آدم را تا قيامت در حالي كه به صورت ذره
بودند از پشتش بيرون آورد خداوند خود را به آنان شناساند و نشان داد و اگر
اين چنين نبود احدي پروردگارش را نميشناخت.
/
تفسيرعياشى ج2 ص40 / بحارالانوار ج5 ص258
عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ
تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَيْثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَ
مَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِيناً مِنْ
أَدِيمِ الْأَرْضِ فَعَرَكَهُ عَرْكاً شَدِيداً فَقَالَ لِأَصْحَابِ
الْيَمِينِ وَ هُمْ كَالذَّرِّ يَدِبُّونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلَامٍ وَ
قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ إِلَى النَّارِ وَ لَا أُبَالِى ثُمَّ قَالَ
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ
الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ....
امام باقر (ع) فرمودند: خداوند تبارك و تعالي چون خلق را آفريد، آبي شيرين
و آبي شور و تلخ آفريد و آن دو آب را به هم آميخت و از روي زمين گلي برگرفت
و آن را خوب ماليد. به اصحاب يمين در حالي كه مانند مورچگان ميخزيدند
فرمود: «به سلامتي به سوي بهشت (برويد)». و به اصحاب شِمال فرمود: «به سوي
دوزخ، باكي ندارم» سپس فرمود آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: «بلكه چنين
است». تا در قيامت نگويند ما از اين ماجرا غافل بوديم... /
بصائرالدرجات
ص70 / كافى ج2 ص8 / بحارالانوار ج26 ص279 / بحارالانوار ج64 ص113
(5)
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَقَ النَّبِيِّينَ لَمَا ءَاتَيْتُكم مِّن
كتَبٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسولٌ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ
لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرَنَّهُ قَالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ
عَلي ذَلِكُمْ إِصرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا
مَعَكُم مِّنَ الشهِدِينَ.
عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ ثُمَّ أَخَذَ
الْمِيثَاقَ عَلَى النَّبِيِّينَ فَقَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ أَنَّ
هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِى وَ أَنَّ هَذَا عَلِىٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ
قَالُوا بَلَى فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ
امام باقر (ع) فرمودند: .... سپس از انبياء پيمان گرفت و فرمود: آيا من
پروردگار شما نيستم و اين محمد رسول من، و اين علي امير مؤمنان نيست؟
گفتند: بلكه چنين است. و نبوت (به اين سبب) براي آنان ثابت شد.
عن
محمد بن القاسم معنعناً وعن عبدالرحمن بن
كثير عن أبى عبد
الله ع فى قول الله تعالى وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ
ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ إلى آخرالاية قال أخرج الله من ظهر آدم
ذريته إلى يوم القيامة فخرجوا كالذر فعرفهم نفسه و لو لا ذلك لم يعرف أحد
ربه ثم قال أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى و إن هذا محمد رسولى و على
أمير المؤمنين خليفتى و أمينى
فقال الصادق (ع) كان الميثاق مأخوذا عليهم لله بالربوبية و
لرسوله بالنبوة و لأمير المؤمنين و الأئمة بالإمامة، فقال أ لست بربكم و
محمد نبيكم و علي إمامكم و الأئمة الهادون أئمتكم فقالوا بلى شهدنا فقال
الله تعالى أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ أي لئلا تقولوا يوم القيامة
إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ فأول ما أخذ الله عز و جل الميثاق على
الأنبياء له بالربوبية و هو قوله » وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ
مِيثاقَهُمْ« فذكر جملة الأنبياء ثم أبرز أفضلهم بالأسامي فقال و منك يا
محمد، فقدم رسول الله ص لأنه أفضلهم و من نوح و إبراهيم و موسى و عيسى ابن
مريم، فهؤلاء الخمسة أفضل الأنبياء و رسول الله ص أفضلهم، ثم أخذ بعد ذلك
ميثاق رسول الله ص على الأنبياء بالإيمان به و على أن ينصروا أمير المؤمنين
ع فقال » وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ
مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ«
يعني رسول الله ص » لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ« يعني أمير
المؤمنين ع و أخبروا أممكم بخبره و خبر وليه من الأئمة (ع)
امام صادق(ع) نيز فرمودند ميثاقي كه از اولياء خدا گرفته شد ربوبيت خدا بود
و نبوت رسول و امامت اميرالمؤمنين و ائمه. پس خداوند فرمود آيا پروردگار
شما نيستم و محمد نبي شما نيست و علي و امامان هدايت كننده، ائمه
شما نيستند؟ گفتند بلي ما اين موضوع را شهادت مي دهيم. خداوند فرمود روز
قيامت اين را بگوئيد يعني در قيامت نگوئيد كه از اين موضوع غافل بوديم. پس
اول چيزي كه خداوند از انبياء ميثاق گرفت، ربوبيت بود و اين است قول خداوند
كه «هنگامي كه از انبياء ميثاق گرفتيم» پس جملگي انبياء را ذكر كرد و با
فضيلت ترين آنان را با اسم نام برد و فرمود و از تو اي محمد ميثاق گرفتيم.
و رسول الله را مقدم داشت زيرا او با فضيلت ترين آنهاست از نوح و ابراهيم و
موسي و عيسي بن مريم پس اين 5 نفر افضل انبياء هستند و رسول الله، افضل
آنها. خداوند پس از ميثاق در مورد خود، از انبياء نسبت به رسول الله (ص)
ميثاق گرفت كه به او ايمان داشته باشند و ميثاق گرفت كه اميرالمؤمنين را
نصرت كنند و فرمود
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ
كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ« يعني
رسول الله ص » (منظور از رسولي كه تصديق كننده آنچيزي است كه با انبياء است) رسول
الله است لَتُؤْمِنُنَّ (حتماً ايمان ميآوريد)يعني به رسول خدا و
لَتَنْصُرُنَّهُ (حتماًياري خواهيد كرد) يعني اميرالمؤمنين را و امتهايتان
را به خبر او و خبر وليان از ائمه آگاه سازيد. /
تفسيرقمي ج1 ص246
(6)
وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبيِّينَ مِيْثَقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نْوحٍ
وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسي وَ عِيسي ابْنِ مَرْيَم وَ أَخَذْنَا مِنْهُم
مِّيثَقاً غَلِيظا
عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ .... وَ أَخَذَ
الْمِيثَاقَ عَلَى أُولِى الْعَزْمِ أَنَّنِى رَبُّكُمْ وَ مُحَمَّدٌ
رَسُولِى وَ عَلِىٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ
بَعْدِهِ وُلَاةُ أَمْرِي وَ خُزَّانُ عِلْمِى ع وَ أَنَّ الْمَهْدِيَّ
أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِى وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِى وَ أَنْتَقِمُ بِهِ
مِنْ أَعْدَائِى وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ كَرْهاً قَالُوا
أَقْرَرْنَا يَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا وَ لَمْ يَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ
يُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِيمَةُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ فِى
الْمَهْدِيِّ وَ لَمْ يَكُنْ لاِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِهِ
وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ
قَبْلُ فَنَسِىَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً قَالَ إِنَّمَا هُوَ
امام باقر (ع) فرمودند: .... و از اولواالعزمِ (از رسولان) پيمان گرفت به
اين كه من پروردگار شما هستم و محمد رسولم و علي اميرالمؤمنين و اوصياء و
جانشينان بعد از او، واليان امر من و صاحبان علم منند. و اينكه مهدي،
كسي است كه بوسيله او دينم را ياري كرده و دولتم را آشكار نموده و از
دشمنانم بدو انتقام كشيده و بوسيله او خواهي نخواهي پرستش شوم. گفتند:
اقرار داريم، اي پروردگار! و شهادت داديم. و آدم انكار نكرد ولي اقرار
(شايسته) را نيز ننمود. پس عزيمت و مصمم بودن براي اين 5 نفر درباره
مهدي ثابت گشت و آدم عزم شايسته بر اقرارِ به آن را نداشت. و آن كلام
خداوند عزوجل است كه وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ
وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً. يعني آن پيمان را ترك كرده و رها نمود./
بصائرالدرجات
ص70 / كافى ج2 ص8 / بحارالانوار ج26 ص279 / بحارالانوار ج64 ص113
(7)
به استناد اينكه
اميرالمؤمنين(ع) معلم انبياء(ع) بودند. در اين مورد مي توان به روايت زير
توجه نمود:
محمدبنصدقة
أنه قال سأل أبوذرالغفاري سلمانالفارسي(رض): يا أباعبدالله! ما معرفة
الإمام أميرالمؤمنين(ع) بالنورانية...؟ قال: فانتظرناه حتى جاء. قال(ع):
ما جاء بكما؟ قالا: جئناك يا أميرالمؤمنين! نسألك عن معرفتك
بالنورانية. قال(ع): ... يا سلمان و يا جندب! قالا: لبيك يا
أميرالمؤمنين! قال(ع): أنا الذي حملت نوحا في السفينة بأمر ربي و أنا
الذي أخرجت يونس من بطن الحوت بإذن ربي و أنا الذي جاوزت بموسىبنعمران
البحر بأمر ربي و أنا الذي أخرجت إبراهيم من النار بإذن ربي ... و أنا
الخضر عالم موسى و
«أنا
معلم سليمانبنداود»
و أنا ذوالقرنين و أنا قدرة الله عزوجل.
ابوذر غفاري ازسلمان فارسي پرسيد: اي اباعبدالله(سلمان فارسي)! معرفت امام
اميرالمؤمنين(ع) به نورانيت چيست؟ ... ابوذر گفت: منتظر ايشان
(اميرالمؤمنين) شديم تا آنكه آمدند و فرمودند : چه چيزي شما را به اينجا
كشانده؟ گفتند: ميخواستيم از شما در مورد معرفتتان به نورانيت سؤال كنيم.
اميرالمؤمنين فرمودند: ... يا سلمان! يا جندب(ابوذر)! گفتند: بله، يا
اميرالمؤمنين. فرمودند: منم آنكه نوح را در كشتي به امر خدا بردم و منم
آنكه يونس را از شكم ماهي به اذن خدا بيرون آوردم و منم آنكه موسي بن عمران
را از دريا به امر خدا عبور دادم و منم آنكه ابراهيم را به اذن خدا از آتش
بيرون آوردم ... منم خضر، عالم موسي و منم معلم سليمانبنداود و
منم ذوالقرنين و منم قدرت خداوند عزوجل. /
بحارالأنوار ج26 ص5 باب 14ـ
نادرفيمعرفتهمصلواتالله
(8)
علي(ع) و استمداد حضرت سليمان(ع)
در جنگ جهاني اول(1916 ميلادي) عدهاي از سربازان انگليسي در
چند كيلومتري بيتالمقدس در دهكدة كوچكي به نام «اونتره» يك لوح نقرهاي
پيدا كردند كه حاشيهاش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطي به حروف
طلايي نگارش يافته بود.
و چون آن را نزد فرماندة خود «ميجراي ـ اين ـ گريندل» بردند،
هرچه كوشيد نتوانست از آن چيزي بفهمد، ولي دريافت كه اين نوشته با زبان
اجنبي بسيار قديمي است.
و بالاخره اين لوح بوسيلة وي دست به دست گرديد تا رسيد به دست
سرپرست ارتش بريطانيا «ليفتونانت» و «گلَدستون» و ايشان هم آن را به دست
باستان شناسان بريتانيا سپردند.
پس از پايان جنگ(1918 م) دربارة لوح مذكور به تحقيق و بررسي
پرداختند و كميتهاي تشكيل دادند كه اساتيد شناخت زبانهاي باستاني
بريطانيا، آمريكا، فرانسه، آلمان و ساير كشورهاي اروپايي جزء آن كميته
بودند.
پس از چند ماه بررسي و تحقيق در سوم ژانوية 1920 م معلوم شد
كه اين لوح مقدسي است به نام «لوح سليماني» و سخناني از حضرت سليمان(ع) را
بر دارد كه به الفاظ عبراني قديم، نگارش يافته است و ما اكنون ترجمه الفاظ
لوح را در اينجا ميآوريم:
|
|
الله |
|
ياه احمد! مقذا = اي احمد! بفريادم رس
ياه ايلي! انصطاه = يا علي! مرا مدد فرماي
ياه باهتول! اكاشئي = اي بتول! نظر مرحمت فرماي
ياه حاسن! اضو مظع = اي حسن! كرم فرماي
ياه حاسين! بارفو = يا حسين! خوشي بخش
امو سليمان صوه عئخب زالهلاد اقتا =
اين سليمان اكنون به اين پنج بزرگوار استغاثه ميكند.
بذتالله كمايلي = و علي قدرة الله است |
|
احمد |
|
ايلي |
|
|
باهتول |
|
|
حاسن |
|
حاسين |
اعضاي كميته چون بر مضمون
نوشتة لوح مقدس اطلاع يافتند، هر يك با ديدة تعجب به ديگري نگريستند و
انگشت حيرت به دندان گزيدند و پس از تبادل نظر قرار بر اين شد كه لوح در
موزة سلطنتي بريطانيا گذاشته شود.
ـ براي كسب اطلاع بيشتر در
اينباره مراجعه شود به كتاب «Wonderful
Stories Of Islam» چاپ لندن ص 249.
كساني كه اين لوح را ديدند
و بينشي داشتند، گرايشي عجيب به اسلام پيدا كردند و همان وقت بين دو نفر
از دانشمندان به نام «وليم» و «تامس» پيرامون لوح گفتگوهايي شد كه به اسلام
آوردن هر دو انجاميد، سپس وليم، كرم حسين و تامس، فضل حسين ناميده شد.
ـ براي
اطلاع بيشتر در اين زمينه مراجعه شود به مجلة «الاسلام» ـ دهلي فوريه 1927.
م و «مسلم كرانيكل» لندن ـ 30 دسامبر 1926. م
علي(ع) و کشتی حضرت نوح(ع)
در ژوئیه 1951م گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی در حین معدنیابی ناگهان
به تخته چوبهای بسیاری در زیر زمین برخورد کردند که از علایمی دریافتند که
باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفتهای باشد. در میان آنها تخته
چوبی مستطیلی یافتند که بر خلاف بقیه با گذشت زمان پوسیده نشده بود. ابعاد
این تخته چوب چهارده اینچ در ده اینچ بود. دولت روس کمیتهای متشکل از
باستانشناسان و استادان شناخت زبانهای عتیق برای تحقیق و بررسی درباره
این تخته چوب تشکیل داد. بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاوش مشخص شد که آن
تخته چوب، از کشتی حضرت نوح ع است که برای تیمن و مددخواهی چیزهایی بر آن
نوشته و بر کشتی نصب شده بود. در وسط تخته یک تصویر پنجه نمایی وجود داشت
که عباراتی چند به زبان سامانی بر آن نگاشته بود. کمیته تحقیق نوشته مذکور
را خواندند و به حرف روسی درآوردند و سپس یک استاد زبان و باستانشناس
بریتانیا آن را به انگلیسی ترجمه کرد. اکنون تصویر آن تخته و نوشتههای روی
آن چنانچه در زمان حضرت نوح ع بود و سپس ترجمه آن در زیر میآید:

|
ای خدای من! مددکار من! به لطف و مرحمت خود، و به
طفیل
ذوات مقدس:
محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمهعلیهمالسلام
دست مرا
بگیر.
این پنج وجود مقدس از همه باعظمتتر و واجبالاحترام
هستند و تمام دنیا برای آنان برپا شده است.
پروردگارا به واسطه نامشان، مرا مدد فرما.
تو میتوانی همه را به راه راست هدایت نمایی. |
Oh, My god my helper, keep my hand
with mercy and with your holy bodies:
Mohamad, Alia, Shabbir, Fatema
They all are biggests and honourables,
The world {is} established for them,
Help me by their names,
You can reform to right. |
(9)
الف)
جابرالجعفي عن جابرالأنصاري أنه سأل النبي(ص): هل ينتفع الشيعة بالقائم ع
في غيبته؟ فقال ص: إي و الذي بعثني بالنبوة إنهم لينتفعون به و يستضيئون
بنور ولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و إن جللها السحاب
جابر ابن
عبدالله انصاري به حضرت رسول الله (ص) : آيا شيعيان از امام قائم (عج) در
غيبتش بهره ميبرند؟ فرمودند: بله قسم به آنكه مرا به نبوت مبعوث كرد همانا
آنها در غيبتش از او بهره مي برند و با نور ولايتش روشنايي مي گيرند مانند
بهره بردن از خورشيد اگر چه ابر آنرا پوشانده باشد . /
كمال الدين ج 1 ص253 / بحارالأنوار ج52 ص92 [كمال الدين] /
معجم احاديث
امام مهدي(عج) ج5 ص68 ح1492
ب)
عن حجة بن الحسن:
و اما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالإنتفاع بالشمس اذا غيبتها عن
الابصارالسحاب
نحوه
انتفاع(بهره بردن) از من درغيبتم مانند انتفاع ازخورشيد است زمانيكه ابر
آنرا از چشمان پوشانده است
كمال الدين ج2 ص483/ خرائج ج3 ص3 / احتجاج ج2 ص469/ كشف الغمه ج2
ص531 / بحارالانوار ج52 ص92
(10)
يا
أَبَتِ إِنّي قَدْ جاءَني مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْني
أَهْدِكَ صِراطًا سَوِيًّا
اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است؛ بنابر اين از من
تبعيت كن، تا تو را به صراط سوي هدايت كنم! /
مريم 43
قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ
فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ
وَ مَنِ اهْتَدى
بگو ما جملگي منتظريم، پس شما نيز منتظر باشيد. پس بزودي خواهيد دانست
كه چه كساني اصحاب صراط سوي (راه راست) هستند و چه كساني هدايت يافته است.
/ طه
135
عن أبي الحسن موسي بن
جعفر(ع) قال سألت أبي عن قول الله عزوجل
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ
أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدي
قال:
الصراط السوي
هو القائم و المهدي من اهتدي إلي طاعته
امام كاظم (ع) فرمودند: دربارة كلام خداوند
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدي
(زود است بدانيد كيستند صاحبان راه راست و كيستند آنكه هدايت يافت )
از پدرم سؤال كردم؟ فرمودند: صراط السوي قائم (عج) است، و مهدي كسي است كه
به طاعتش هدايت شده است. /
تأويلالآياتالظاهره ص317
وَ
إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ َلإِبْراهيمَ
و
از پيروان او ابراهيم بود؛ /
صافات 83
عن جعفربن محمد عليه السلام : ان ابراهيم من شيعه علي
ابراهیم(ع) و جمیع انبیاء و مرسلین علیهمالسلام شیعه اهلبیت(ع) هستند. /
تاويل الايات ص 485 / البرهان ج5 ص20 ح2
[كنز جامع الفوائد و تأويل الآيات الظاهرة] محمد بن الحسين عن
محمد بن وهبان عن محمد بن علي بن وخيم عن العباس بن محمد عن أبيه عن الحسن
بن علي بن أبي حمزة عن جابر الجعفي أنه سأل جعفر بن محمد ع عن تفسير قوله
تعالى وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
فقال ع إن الله سبحانه لما خلق إبراهيم كشف له بصره فنظر فرأى نورا إلى
جنب العرش فقال إلهي ما هذا النور فقال هذا نور محمد صفوتي من خلقي و رأى
نورا من جنبه فقال إلهي ما هذا النور فقال نور علي بن أبي طالب ع ناصر ديني
و رأى إلى جنبهما ثلاثة أنوار فقال إلهي ما هذه الأنوار فقيل له هذا نور
فاطمة فطمت محبيها من النار و نور ولديها الحسن و الحسين قال إلهي و أرى
تسعة أنوار قد أحدقوا بهم قيل يا إبراهيم هؤلاء الأئمة من ولد علي و فاطمة
فقال إبراهيم إلهي بحق هؤلاء الخمسة إلا عرفتني من التسعة قيل يا إبراهيم
أولهم علي بن الحسين و ابنه محمد و ابنه جعفر و ابنه موسى و ابنه علي و
ابنه محمد و ابنه علي و ابنه الحسن و الحجة القائم ابنه فقال إبراهيم إلهي
و سيدي أرى أنوارا قد أحدقوا بهم لا يحصي عددهم إلا أنت فقيل يا إبراهيم
هؤلاء شيعتهم شيعة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع فقال إبراهيم و بما
تعرف شيعته قال بصلاة إحدى و خمسين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم و
القنوت قبل الركوع و التختم في اليمين فعند ذلك قال إبراهيم اللهم اجعلني
من شيعة أمير المؤمنين قال فأخبر الله تعالى في كتابه فقال وَ إِنَّ مِنْ
شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
امام صادق(ع) در باره تفسیر آیه
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ فرمودند: بدرستیکه خداوند سبحان زمانیکه ابراهیم را خلق نمود پرده را
از چشمانش کنار زد پس ابراهیم نگاه کرد و توری را در کنار عرش دید و گفت:
خدایا این نور چیست؟ خداوند فرمود: این،نور محمد برگزیده مخلوقاتم است.
سپس نوری را در کنار آن دید پس گفت: خدایا این نور چیست؟ خداوند فرمود:
نور علی بن ابی طالب، یاری کننده دینم است. سپس در کنار آن دو، سه نور
دیگر دید و پرسید: خدایا این نورها چه هستند؟ خداوند فرمود: این، نور فاطمه
که دوستدارانش از آتش به دورند و نور دو پسرش حسن و حسین است. ابراهیم
گفت:خدایا پنج نور را میبینم که آنها را احاطه کردهاند. فرمود: ای
ابراهیم! اینان امامان از فرزندان علی و فاطمه اند. پس ابراهیم گفت: خدایا
به حق این پنج تن مرا به این نه نور آشنا گردان. خداوند فرمود: ای
ابراهیم! اولینشان علیبنحسین است و پسر او محمد و پسر او جعفر و پسر او
موسی و پسر او علی و پسر او محمد و پسر او علی و پسر او حسن و حجت قائم پسر
اوست. سپس ابراهیم عرض کرد: خدا و سرور من! انواری را میبینم که آنان را
احاطه نمودهاند و تعداد آنها را کسی جز تو احصاء نکند. فرمود:ای ابراهیم!
اینان شیعیان ایشان، شیعیان امیرالمؤمنین علیبنابیطالب ع هستند. پس
ابراهیم سؤال کرد: شیعیان او به چه شناخته شوند؟ فرمود: با پنجاه و یک رکعت
نماز و بلند گفتن
بسم الله الرحمن الرحيم
و قنوت قبل از رکوع و انگشتر به دست راست کردن. در آن هنگام ابراهیم
طلب کرد: خداوندا ! مرا از شیعیان امیرالمؤمنین قرار ده. سپس امام صادق ع
فرمود: پس خداوند متعال در کتابش خبر داد و فرمود
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ .
بحارالأنوار ج36 ص151 ح131
(11)
عن الفضيل
بن يسار عن أبي جعفر ع قال نظر إلى الناس يطوفون حول الكعبة فقال هكذا
كانوا يطوفون في الجاهلية إنما أمروا أن يطوفوا ثم ينفروا إلينا فيعلمونا
ولايتهم و يعرضون علينا نصرهم ثم قرأ هذه الآية فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ
النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ فقال آل محمد آل محمد ثم قال إلينا إلينا
امام باقر ع در مورد آیه
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ
فرمودند: منظور آل محمد هستند، آل محمد. سپس فرمودند: یعنی به سوی ما، به
سوی ما. /
بحارالانوار ج65 ص87 ح12
إنا أهل بيت دعا الله لنا أبونا إبراهيم عليه السلام فقال
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ، فإيانا عنى الله
بذلك خاصة.
بدرستی که ما اهلبیتی هستیم که پدرمان ابراهیم که سلام بر او باد دعا نمود
برای ما و فرمود «خدایا ! قلبهای گروهی از مردم را متوجه ایشان ساز»، و به
طور خاص ما را منظور نمود./
كتاب سليم بن قيس 884
العدة عن البرقي عن أبيه عن محمد بن سنان عن زيد الشحام قال دخل قتادة بن
دعامة على أبي جعفر ع فقال يا قتادة أنت فقيه أهل البصرة فقال هكذا
يزعمون فقال أبو جعفر ع بلغني أنك تفسر القرآن قال له قتادة
نعم فقال له أبو جعفر ع بعلم تفسره أم بجهل قال لا بعلم فقال له أبو
جعفر ع فإن كنت تفسره بعلم فأنت أنت و أنا أسألك قال قتادة سل قال
أخبرني عن قول الله عز و جل في سبإ وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا
فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ فقال قتادة ذلك من خرج من بيته
بزاد و راحلة و كراء حلال يريد هذا البيت كان آمنا حتى يرجع إلى أهله فقال
أبو جعفر ع نشدتك الله يا قتادة هل تعلم أنه قد يخرج الرجل من بيته بزاد
و راحلة و كراء حلال يريد هذا البيت فيقطع عليه الطريق فتذهب نفقته و يضرب
مع ذلك ضربة فيها اجتياحه قال قتادة اللهم نعم فقال أبو جعفر ع ويحك
يا قتادة إن كنت إنما فسرت القرآن من تلقاء نفسك فقد هلكت و أهلكت و إن كنت
قد أخذته من الرجال فقد هلكت و أهلكت ويحك يا قتادة ذلك من خرج من بيته
بزاد و راحلة و كراء حلال يروم هذا البيت عارف بحقنا يهوانا قلبه كما قال
الله عز و جل فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ و
لم يعن البيت فيقول إليه فنحن و الله دعوة إبراهيم ع التي من هوانا قلبه
قبلت حجته و إلا فلا يا قتادة فإذا كان كذلك كان آمنا من عذاب جهنم يوم
القيامة قال قتادة لا جرم و الله و لا فسرتها إلا هكذا فقال أبو جعفر ع
ويحك يا قتادة إنما يعرف القرآن من خوطب به
امام باقر ع در مباحثه با قتادة بن دعامه فرمودند: ... خداوند عز وجل
میفرماید «قلبهای گروهی از مردم را متوجه ایشان ساز» و منظور بیت(کعبه)
نبود
زیرا نگفت تهوی الیه تا به بیت برگردد، بلکه به خدا قسم منظور
ابراهیم، ما هستیم که هر کس قلبش به سوی ما مایل گردد حجّ او مقبول است. /
بحارالانوار ج24 ص237 ح6
في بصائر الدرجات عمران بن موسى عن موسى بن جعفر عن علي ابن
معبد عن جعفر بن عبدالله عن عبدالله بن عبدالرحمن عن ابي عمرو عن معاوية
بن وهب ، قال : استأذنت على ابيعبد الله عليه السلام فاذن لي فسمعته يقول
في كلام له : يامن خصنا بالوصية ، واعطانا علم ما مضى وما بقى ، وجعل
افئدة من الناس تهوى الينا وجعلنا ورثة الانبياء .
امام صادق ع : ای کسی که مختص گردانید دلهای بعضی از مردمان را مایل به سوی
ما، و گردانید ما را وارثان انبیاء.
تأويلالآياتالظاهرة
ص251 /
نورالثقلین ج2
ص550 ح110و111و116
(12)
قالَ لَوْ
أَنَّ لي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى رُكْنٍ شَديدٍ
گفت: «(افسوس!) اي كاش در برابر شما قدرتي داشتم؛ يا تكيهگاه و پشتيبان
محكمي در اختيار من بود! (آنگاه ميدانستم با شما زشتسيرتان ددمنش چه
كنم!)»/
هود 80
أبي
بصير قال قال أبوعبد الله ع: ما كان قول لوط ع لقوله لَوْ أَنَّ لِي
بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلي رُكْنٍ شَدِيدٍ إلا تمنيا لقوة القائم ع و
لا ذكر إلا شدة أصحابه و إن الرجل منهم ليعطي قوة أربعين رجلا وإن قلبه
لأشد من زبر الحديد و لو مروا بجبال الحديد لقلعوها ولا يكفون سيوفهم حتي
يرضي الله عزوجل
امام صادق(ع) فرمودند: سخن لوط به قومش كه گفت : اي كاش در برابر شما قوتي
داشتم يا به تكيهگاه و پشتيبان محكمي پناه ميبردم ، جز آرزوي قوت و
نيروي قائم (عج) و توانائي اصحاب آن حضرت نبود و همانا يك تن از
آنان
قوت چهل نفر را دارد و دلش از كوه آهنين محكمتر است، و اگرآنان به كوههاي
آهن بگذرند، آنها را از ميان بر ميدارند، وشمشيرهايشان را زمين نميگذارند
تا آن كه خداوند عز وجل راضي شود.
/
كمالالدين ج2 ص673 / بحارالأنوار ج52 ص327
(13)
سوره نساء آیه 159
(14)
شهر بن
حوشب قال قال لي الحجاج بأن آية في كتاب الله قد أعيتني، فقلت أيها الأمير
أية آية هي فقال قوله وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ
بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ و الله إني لأمر باليهودي و النصراني فيضرب عنقه ثم
أرمقه بعيني فما أراه يحرك شفتيه حتي يخمد، فقلت أصلح الله الأمير ليس علي
ما تأولت، قال كيف هو قلت إن عيسي ينزل قبل يوم القيامة إلي الدنيا فلا
يبقي أهل ملة يهودي و لا نصراني إلا آمن به قبل موته و يصلي خلف المهدي،
قال ويحك أني لك هذا و من أين جئت به، فقلت حدثني به محمد بن علي بن الحسين
بن علي بن أبي طالب ع، فقال جئت بها و الله من عين صافية
شهر بن حوشب نقل مي كند كه حجاج به من گفت: آيه اي در كتاب خدا است كه
براي من مبهم مانده و مرا عاجز كرده است، گفتم: اي امير آن آيه كدام است ؟
گفت : قول خداوند كه مي فرمايد
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
(و از اهل كتاب كسي نيست مگر اينكه قبل از موت او به او ايمان مي آورند)قسم
به خدا كه من به يهودي و مسيحي مي گذرم كه گردنش زده مي شود. به او خيره مي
شوم و نمي بينم كه لبانش حركت كند تا اينكه مي ميرد. گفتم: امير به سلامت
باد، آنچه گفتي تاويل اين آيه نيست. گفت: پس تاويل آن چيست؟ گفتم: همانا
عيسي(ع) قبل از قيامت به دنيا برمي گردد. پس احدي از دين يهود و مسيح باقي
نمي ماند مگر اينكه قبل از مرگش به او ايمان مي آورد و پشت سر مهدي(عج)
نماز مي خواند. گفت: واي بر تو! اين مطلب از تو نيست، آن را از كجا آورده
اي؟ گفتم: محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب(ع) آن را به من فرموده
اند. حجاج گفت: به خدا قسم آن را از چشمه اي زلال بدست آورده اي. /
تفسيرقمي ج1
ص158 / بحارالأنوار ج9 ص195 / بحارالأنوار ج53 ص50
آنكه
پيش از نشئه حق چنين رفتار مي كند به يقين در زمان حيات مادي خود در
2000سال پيش نيز سمت و سوي افعالش به سوي امام زمان عج بوده است .
(15)
ماجرای حضرت آدم ع: بحارالانوار ج44 ص242
ماجرای حضرت ابراهیم ع : بحارالانوار ج12 ص124 /
تأویلالآیات ص486 / الخصال ج1 ص58
(16)
کاملالزیارات ص64/
وسائلالشيعة ج3 ص265 ح3602و3603/ بحارالأنوار ج13ص388 ح2و3
(17) عن
زرارة عن أبي عبد الله ع في قول الله «وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها
بَيْنَ النَّاسِ» قال ما زال مذ خلق الله آدم دولة لله و دولة لإبليس،
فأين دولة الله أما هو إلا قائم واحد
امام صادق (ع) درباره آيه شريفه
« وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ »
فرمودند: از رماني كه خداوند آدم را آفريد حكومتي (دولتي) براي خدا و
حكومتي (دولتي) براي ابليس است، پس دولت خدا كجاست؟ آيا آن به جز قائم واحد
چيز ديگري است؟
تفسيرالعياشي ج1 ص 199 / معجم احاديث امام مهدي ج5 ص 64
مَنْ
كانَ يُريدُ حَرْثَ اْلآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ
يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي اْلآخِرَةِ مِنْ
نَصيبٍ
كسي كه زراعت آخرت را بخواهد، به كشت او بركت و افزايش ميدهيم و بر محصولش
ميافزاييم؛ و كسي كه فقط كشت دنيا را بطلبد، كمي از آن به او ميدهيم امّا
در آخرت هيچ بهرهاي ندارد! /
شوري20
عَنْ
أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: مَعْرِفَةُ أَمِيرِ
الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الْأَئِمَّةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ قَالَ
نَزِيدُهُ مِنْهَا قَالَ يَسْتَوْفِي نَصِيبَهُ مِنْ دَوْلَتِهِمْ وَ مَنْ
كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ
مِنْ نَصِيبٍ قَالَ لَيْسَ لَهُ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ مَعَ الْقَائِمِ
نَصِيبٌ
امام صادق (ع) در مورد آيه
نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ قَالَ نَزِيدُهُ مِنْهَا
فرمودند: معرفت اميرالمؤمنين است كه خدا آن را زياد
مي كند يعني شخص بهره اش را از دولت اهل بيت (ع) به طور كامل مي برد. و در
مورد
«وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي
الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ»
فرمودند: براي او در دولت حق همراه امام زمان بهره اي نيست.
كافي
ج1 ص435/
معجم
احاديث امام مهدي ج5 ص396
الفضل
عن علي بن الحكم عن سفيان الجريري عن أبي صادق عن أبي جعفر ع قال دولتنا
آخر الدول و لن يبقى أهل بيت لهم دولة إلا ملكوا قبلنا لئلا يقولوا إذا
رأوا سيرتنا إذا ملكنا سرنا مثل سيرة هؤلاء و هو قول الله عز و جل وَ
الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
امام باقر ع ميفرمايند:
دولت
ما آخرين دولتها است (ابتدا ديگران دولتهايي تشكيل ميدهند و در انتهاي همة
آنها،
ما دولت تشكيل ميدهيم) تا زمانيكه ما در دولتمان عمل ميكنيم،
ديگران نگويند:
اگر ما هم دولت ميداشتيم همينطور رفتار ميكرديم، و این
معنی سخن خداوند عز و جل است که فرمود :
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ .
بحارالأنوار ج52 ص332 / الإرشاد ج2 ص384 / إعلامالورى ص462 /
الغيبةللطوسي ص472 /
كشفالغمة ج2 ص465 / منتخبالأنوارالمضيئة ص194 / بحارالأنوار ج52 ص338
(18)
امام خميني(ره) انقلاب اسلامي ايران را مقدمهاي براي حكومت حقه اهل بيت(ع)
ميدانند همچنانكه اين موضوع در احاديث نيز آمده است(ر.ك كتاب انقلاب ايران
و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) نوشته آيه الله ريشهري).
ذيلاً به پارهاي از صحبتهاي امام راحل اشاره مينمائيم.
1ـ
اميدواريم كه اين انقلاب جهاني شود و مقدمه براي ظهور حضرت بقيهالله
ارواحنا له الفدا باشد.
صحيفه
نور ج 16 ـ ص 1313(1/1/61)
2ـ
اميدواريم كه اين جمهوري اسلامي ان شاء الله برسد به مقامي كه خودش را
برساند به زمان ظهور امام زمان سلام الله عليه / همان ج 16 ص
174
3ـ
اميدواريم كه اين نهضت و اين انقلاب منتهي شود به ظهور امام عصر سلام
الله عليه / همان » ج 13 ص 119
4ـ اين
ملت الان براي خدا قيام كرده و به پيش ميرود تا اينكه جمهوري اسلامي
متصل بشود به زمان ظهور حضرت سلام الله عليه. / همان ج 16 ـ ص
230(8/2/61)
5ـ ما
با خواست خدا دست تجاوز ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي ميشكنيم و
با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي است
به سيطره و سلطه ظلم جهانخواران خاتمه ميدهيم و به ياري خدا راه را
براي ظهور منجي مصلح و كل امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار
ميكنيم. / همان ـ ج 20 ـ ص 345(6/5/66)
6ـ اين
تحولي كه در ايران است ان شاء الله باقي باشد و با ظهور امام زمان اين
ملت بتواند اين كشور را به طور شايسته تحويل ايشان بدهد ان شاء الله.
/ همان ـ ج 16ـ ص 323(22/3/61)
7ـ من اميدوارم كه اين كشور با همين قدرت كه تا اينجا آمده است، با همين
تعهد و با همين بيداري كه از اول قيام كرده است و تا اينجا رسانده شده است
باقى باشد اين نهضت و اين انقلاب و قيام، تا "صاحب اصلى" انشاءالله
بيايد و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسليم كنيم. / همان منبع
ج15 ص385- سخنرانى 3/9/60
/
همان منبع ج15 ص385- سخنرانى 3/9/60
(19)
زندگى سيد الشهداء زندگى حضرت صاحب سلام الله عليه، زندگى همه انبياء عالم،
همه انبياء از اول، از آدم تا حالا، همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل
جور حكومت عدل را مىخواستند درست كنند. / صحيفه نور ج20 ص191 -30 /1366/12
(20)
وَ لَقَدْ
أَرْسَلْنا مُوسي بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي
النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيّامِ اللّهِ إِنَّ في ذلِكَ َلآياتٍ لِكُلِّ
صَبّارٍ شَكُورٍ
ما موسي را با آيات خود فرستاديم؛ (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به
نور بيرون آر! و «ايّام اللّه» را به آنان ياد آور! در اين، نشانههايي است
براي هر صبر كننده شكرگزار!
ابراهيم5
الف)
الامام
اميرالمؤمنين(ع) قال: الغيب، يوم الرجعه و يوم القيامه و يوم القائم و
هي ايام آل محمد (ع) ... و اليها الاشاره بقوله: « وَ ذَكِّرْهُمْ
بِأَيَّامِ اللَّهِ».
اميرالمومنين(ع) فرمودند:
«الغيب»،
روز رجعت و روز قيامت و روز قائم(عج) است: و آن روزهاي آلمحمد (ع) است ...
و آية
« وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ »
اشاره به آنها دارد. /
مشارقانواراليقين،البرسي ص159 / معجم احاديث امام مهدي(عج) ج5 ص190 ح1613
ب)
قال
الباقر(ع): أيام الله ثلاثة يوم القائم و يوم الموت و يوم القيامة
امام باقر (ع) فرمود: روزهاي خداوند عزوجل (ايام الله) سه تا است: روز قيام
قائم (ع) ، و روز رجعت، و روز قيامت.
تفسيرقمي ج1 ص367 / بحارالأنوار ج7 ص61 / معجم احاديث امام مهدي(عج) ج5
ص190 ح1614
ج)
موسي
الحناط قال سمعت أباعبدالله ع يقول: أيام الله ثلاثة يوم يقوم القائم ع
و يوم الكرة و يوم القيامة
امام صادق (ع) فرمود: ايام الله سه تا روز است: روزي كه حضرت قائم (ع) بپا
خيزد، و روز رجعت، و روز قيامت.
بحارالأنوار ج53 ص63 [منتخب البصائر] / معجم احاديث امام مهدي(عج) ج5 ص190
ح1612
(21) لَقَدْ
أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ
الْميزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ
بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ
وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ
ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسماني) و ميزان
(شناسايي حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت
كنند؛ و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروي شديد و منافعي براي مردم است، تا
خداوند بداند چه كسي او و رسولانش را ياري ميكند بيآنكه او را ببينند؛
خداوند قوّي و شكستناپذير است! /
حديد25
(22)
یملأ الأرض
قسطاً و عدلاً کما مُلِئَت ظلماً و جَوراً
(23)
نگاهی به برخی آیات مربوط به «صالحین» در قرآن :
عیسی(ع)، زکریا(ع)، یحیی(ع) و الیاس(ع)
وَ
يُكَلِّمُ النّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصّالِحينَ
و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و
از شايستگان است.» /
آلعمران46
وَ
زَكَرِيّا وَ يَحْيي وَ عيسي وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحينَ
و (همچنين) زكريّا و يحيي و عيسي و الياس را؛ همه از صالحان بودند. /
انعام85
ابراهیم(ع)
رَبِّ
هَبْ لي حُكْمًا وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ
پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق كن! /
شعراء83
وَ
آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي اْلآخِرَةِ لَمِنَ
الصّالِحينَ
ما در دنيا به او (همّت) نيكويي داديم؛ و در آخرت از نيكان است! /
نحل122
لوط(ع)
وَ
أَدْخَلْناهُ في رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصّالِحينَ
و او را در رحمت خود داخل كرديم؛ و او از صالحان بود. /
أنبياء75
اسماعیل(ع) و ادریس(ع)
وَ
إِسْماعيلَ وَ إِدْريسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرينَ
و اسماعيل و ادريس و ذاالكفل را (به ياد آور) كه همه از صابران بودند. /
أنبياء85
وَ
أَدْخَلْناهُمْ في رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصّالِحينَ
و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختيم؛ چرا كه آنها از صالحان بودند. /
أنبياء86
سلیمان(ع)
فَتَبَسَّمَ ضاحِكًا مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ
نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ
صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِكَ في عِبادِكَ الصّالِحينَ
سليمان از سخن او تبسّمي كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا! شكر نعمتهايي را
كه بر من و پدر و مادرم ارزاني داشتهاي به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل
صالحي كه موجب رضاي توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت
وارد كن!»/
نمل19
شعیب(ع)
قالَ
إِنّي أُريدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَي ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلي أَنْ
تَأْجُرَني ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَ
ما أُريدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ
الصّالِحينَ
(شعيب) گفت: «من ميخواهم يكي از اين دو دخترم را به همسري تو درآورم به
اين شرط كه هشت سال براي من كار كني؛ و اگر آن را تا ده سال افزايش دهي،
محبّتي از ناحيه توست؛ من نميخواهم كار سنگيني بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء
الله مرا از صالحان خواهي يافت» /
قصص27
اسحاق(ع)
وَ
بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصّالِحينَ
ما او را به اسحاق -پيامبري از شايستگان- بشارت داديم! /
صافّات112
یونس(ع)
فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّالِحينَ
ولي پروردگارش او را برگزيد و از صالحان قرار داد! /
قلم50
یوسف(ع)
رَبِّ
قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني مِنْ تَأْويلِ اْلأَحاديثِ
فاطِرَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ أَنْتَ وَلِيّي فِي الدُّنْيا وَ
اْلآخِرَةِ تَوَفَّني مُسْلِمًا وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ
پروردگارا! بخشي (عظيم) از حكومت به من بخشيدي، و مرا از علم تعبير خوابها
آگاه ساختي! اي آفريننده آسمانها و زمين! تو ولي و سرپرست من در دنيا و
آخرت هستي، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!» /
يوسف101
انبیاء ع که اهل عمل صالح بودند و از خداوند طلب ملحق شدن به صالحین را
داشتند و خداوند به استناد آیات قرآن ایشان را جزو صالحین قرار داد، چنانچه
گذشت به دنبال زمینهسازی برای ظهور امام زمان(عج) و برپایی ملک عظیم
اهلبیت ع بودند و هستند. با توجه به این به نظر میرسد ارتباط مستقیمی
میان «صالحیت» و تلاش برای «برپایی ظهور» وجود دارد و «عمل صالح» تعریف به
خصوصی پیدا میکند.
(24)
در لسان قرآن به آنچه پس از ظهور امام زمانعج واقع میشود
«مُلک عظیم»
گفته میشود.
أَمْ
يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا
آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ
مُلْكًا عَظيمًا
يا اينكه نسبت به مردم [= پيامبر و خاندانش] ، و بر آنچه خدا از فضلش به
آنان بخشيده، حسد مىورزند؟ ما به آل ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و
مُلك عظيمى در اختيار آنها قرار داديم./
نساء54
_
روايات بسياري وجود دارد كه منظور از كساني(ناس) كه در اين آيه مورد حسادت
واقع شده اند, اهل بيت(ع) ميباشند. به عنوان نمونه به دو روايت زير توجه
فرمائيد:
الف)
عن أبيحمزةالثمالي
عن أبيعبدالله
ع في هذه الآية أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ
فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ
آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً, قال(ع): نحن _ و الله _ الناس الذين
قال الله تبارك و تعالى, و نحن و الله المحسودون, و نحن أهل هذا الملك
الذي يعود إلينا.
امام صادق(ع) در باره آيه 54 سوره نساء فرمودند : قسم بخدا , ماييم , مردمي
كه خداوند فرموده , و قسم به خدا , ماييم مورد حسد واقع شدگان , و ماييم
اهل ملك و پادشاهي كه آن ملك به سوي ما بر مي گردد./
بصائرالدرجات ص36 باب17-فيأئمةآلمحمدع...وهمالمحسودون ح9 /
بحارالأنوار ج23 ص288 باب17-وجوبطاعتهموأنهاالمعنىبالملكالعظيم ح12
ب)
معنعنا عن
إبراهيم قال: قلت لأبيعبدالله(ع): جعلت فداك, ما تقول في هذه الآية
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ
آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً
عَظِيماً؟ قال(ع): نحن الناس الذين قال الله, و نحن المحسودون, و
نحن أهل الملك ...
(25)
بِسْمِ
اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * وَ الْعَصْرِ * إِنَّ اْلإِنْسانَ لَفي
خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا
بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
به نام خداوند بخشنده مهربان، به عصر سوگند، كه انسانها همه در زيانند؛ مگر
كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، و يكديگر را به
حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايي و استقامت توصيه نمودهاند!
|