صفحه اصلی  |  آیات و احادیث مرتبط با آخرالزمان  |  مقالات و تحقیقات معارفی |  کتابخانه |  نکات اخلاقی نوارخانه | درباره ما   

 
 

 

ازدیاد نور خدایی خورشید مغرب

 

چکیده

خداوند در قرآن انسان را به توجه به دو آیه شب و روز ( لیل و نهار) دعوت می­کند و می­فرماید «إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ َلآياتٍ ِلأُولِي اْلأَلْبابِ». در روایات، روز به زمان ظهور امام زمان عج تأویل شده است. تبعا تا قبل از آن زمان، شب غالب است. دلیل اطلاق روز به آن زمان، ازدیاد نوری است که در آن زمان واقع می­شود. این ماجرا در دو آیه قرآن مشهود است. یکی آیه «والله متم نوره...» و دیگری «و اشرقت الارض بنور ربها...». در احادیث ذیل این دو آیه، نور به امام نسبت داده شده است. یعنی خداوند نور خود را از باب الله وجود امام ع به صورت تام قرار می­دهد. این ازدیاد نور در زمان ظهور توسط امام زمان عج واقع می­شود. همانگونه که در دنیا با سپری شدن شب و آمدن روز، نور خورشید اثراتی را در زمین باعث می­گردد در زمان ظهور، نور خداوند که از باب الله وجود امام زمان عج می­تابد اثراتی را عالم در سبب می­شود. اثراتی مربوط به روشنایی و گرمای آن نور. روشنایی نور باعث وسعت محدوده دید می­شود و سبب آشکار شدن مقولاتی می­گردد که در تاریکی شب دیده نمی­شد. از این مقولات موجوداتی هستند که وجود دارند اما در دنیا دیده نمی­شوند، همچون اجنه و ملائک و همچنین درگذشتگان انسان­ها. گرمای نور سبب آب شدن و روان گشتن قوانین مادی و رفع محدودیت این قوانین از موجودات و اشیاء می­شود بطوریکه موجودات و اشیاء در زمان ظهور با حفظ شیئیت مادی از تحت لوای قوانین مادی خارج گشته و با قوانین غیرمادی و غالبا برزخی اداره می­شوند. این ماجرا منشأ وقایع عجیب و خارق­العاده­ای است که در احادیث مربوط به ظهور وجود دارد.

 

متن مقاله

سازوکار ظهور – ازدیاد نور

خداوند در آیاتی از قرآن از شب سخن گفته و آن را با عنون «لیل» مطرح نموده است. همچنین به گذرا و رفتنی بودن آن اشاره کرده. از طرفی دیگر در آیاتی، از روز با عناوینی همچون «نهار»، «فجر» و «صبح» یاد نموده است.[1] در احادیث ذیل این­گونه آیات، شب به «دنیا» و حکومت­های جور معنی شده و روز به زمان «ظهور» امام زمان عج  و حکومت الله در زمین تفسیر گردیده است.[2] در واقع تفاوت زمان قبل از ظهور با دوره بعد از ظهور به تفاوت میان شب و روز تشبیه گردیده است. اما علت این تشبیه چیست؟ در زمان ظهور چه چیز واقع می­شود که پیش از آن نبوده است که خداوند تفاوت میان شب و روز را برای آن قائل شده است؟ اگر به دلیل غیبت و عدم ظاهر بودن امام معصوم ع در جامعه باشد در گذشته نیز امامان ماضی علیهم­السلام در دنیا حضور داشته­اند و بعضا حکومت نیز تشکیل داده­اند. شب یا لیل در لسان قرآن و روایات فقط به دوران هزار ساله غیبت گفته نمی­شود بلکه به دوران پس از هبوط حضرت آدم ع به زمین اطلاق می­گردد. و روز در قرآن به دوران حکومت­های حقی که در تاریخ بوده است گفته نمی­شود بلکه به دوره ظهور امام زمان عج و پس از آن اطلاق می­شود[3]. به چه علت به دنیا تا یوم الله ظهور، «شب» گفته می­شود و به دوران ظهور «روز» اطلاق می­گردد؟ شب و روز چه تفاوتی با هم دارند؟ مهم­ترین این تفاوت­ها که شب را شب می­کند و روز را روز، «نور» است، بودن یا نبودن آن.

انسانی را تصور کنیم که درون اتاقی قرار دارد و این اتاق پنجره­ای به سوی بیرون دارد. در شب به دلیل نبودن نور خورشید، درون اتاق تاریک است و شخص در ظلمت قرار می­گیرد. او اشیاء و احیانا موجودات اطرافش را که در اتاق هستند نمی­بیند و یا اینکه بصورت واضح نمی­بیند یا تنها شبح و هاله­ای از آن­ها را می­بیند. او ممکن است با جستجو و لمس اشیاء یا برخورد با آن­ها متوجه آن­ها گردد لکن ابعاد و جزئیات اشیاء پیرامون برای وی پیدا نیست. کم­کم که زمان سپری می­شود و شب به صبح می­گراید ازدیاد تدریجی نور باعث روشن­ شدن درون اتاق می­گردد. این واقعه ابتدا با فجر آغاز می­شود. سپس به بین­الطلوعین می­رسد. بعد از آن پرتوهای نور خورشید دیده می­شود و پس از مدتی خورشید رؤیت می­گردد. در هر مرحله نسبت به قبل نور بیشتری به درون اتاق می­تابد و آن را روشن­تر می­کند. لذا مرحله به مرحله اتاق روشن­تر شده و اشیاء درون آن واضح­تر می­گردد. آن انسان در ابتدا ابعاد اشیاء را متوجه می­شود. سپس با اشراق بیشتر اتاق توسط نور، جزئیات بیشتری از اشیاء را رؤیت می­کند.

این مثال، مَثَل کدام ماجرا در نظام عالم است؟[4] عالم را خداوند پادشاهی می­کند. خداوند مَلِک آسمان­ها و زمین است[5]. پادشاه حکیم و مدبّر قطعا برای مُلک خویش برنامه دارد و برنامه آن مراحل دارد. همانگونه که خلقت آسمان­ها و زمین در چند دوره و طی شش مرحله واقع شده است[6]. شب، کدام مرحله از مُلک خداست؟ روز به کدام مرحله از مُلک خداوندی اطلاق می­شود؟ خداوند در قرآن در سوره صف آیه 8 می­فرماید يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ ، آنها مي‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، ولي خدا نور خود را به صورت تام قرار می­دهد، هر چند كافران را خوش نیاید. در حدیث در خصوص این آیه آمده است  وَ اللَّهُ مُتِمُّ الْإِمَامَةِ وَ الْإِمَامَةُ هِيَ النُّورُ . یعنی خداوند نور امامت را به صورت تام قرار می­دهد. نور، امامت است.[7] اما خداوند در چه زمانی این کار را می­کند؟ اثر این نور چیست؟ خداوند در آیه­ای دیگر می­فرماید: وَ أَشْرَقَتِ اْلأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ، زمین به نور ربّ خویش روشن می­شود(زمر 69). در حدیث است که این ماجرا در زمان ظهور امام زمان عج واقع می­شود و خداوند توسط امام ع این کار را انجام می­دهد.[8] مفضل نقل می­کند امام صادق ع در مورد این آیه فرمود: رب الأرض يعني إمام الأرض، فقلت فإذا خرج يكون ما ذا قال إذا يستغني الناس عن ضوء الشمس و نور القمر و يجتزون بنور الإمام، رب زمين يعني امام زمين. سپس مفضل می­گوید: عرض کردم هنگامي كه ظهور كند چه چيزي واقع مي­شود؟ فرمودند: در آن زمان مردم از روشنايي خورشيد و نور ماه بي نياز مي­شوند و به نور امام اكتفا مي­كنند. امام صادق ع در حدیثی دیگر می­فرمایند : إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَى الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ، چون قائم قيام كند زمين با نور خداوند روشن گردد و مردم از نور خورشيد بى‏نياز گردند.[9] به عبارت دیگر، زمین در زمان ظهور به نور امام ع روشن می­گردد و ظلمت از بین می­رود و مردم از این نور و روشنایی متأثر از آن بهره­مند می­شوند. با توجه به این آیات و احادیث اطلاق روز به ظهور امام زمان عج واقعا به دلیل وجود نور است نه اینکه صرفا تشبیهی باشد برای برقراری عدل پس از پر شدن زمین از ظلم.

همانطور که در دنیا در مثال شب و روز تفاوت زیادی میان آن دو وجود دارد، از نظر ظاهر و روشنایی، دیده شدن اشیاء، خواب بودن و بیدار بودن انسان­ها و موجودات، استراحت یا فعالیت انسان و موجودات، بهره بردن انسان و موجودات از نور خورشید و گرمای آن در رشد و نمو  و ...، آیا در زمان ظهور نیز که خورشید وجود امام ع به زمین روشنایی می­بخشد چنین تفاوت­هایی در انسان، موجودات و اشیاء ، نسبت به قبل وجود خواهد داشت؟ آیا نوع زندگی و رفتار انسان و موجودات و حتی رفتار اشیاء در آن زمان متفاوت خواهد بود؟ آیا در این خصوص در منابع قرآنی و روایی مطالبی وجود دارد؟ آیا این منابع چنین تفاوتی را تأیید می­کنند؟

 

نتیجه ازدیاد نور

مهدی گرایی

همان­گونه که آمدن روز پس از شب به تدریج انجام می­گیرد و در واقع شب به تدریج به روز می­گراید، در مُلک الهی نیز روز تدریجا جایگزین شب می­گردد.[10] به عبارت دیگر زمین به تدریج مورد نورافشانی امام ع قرار می­گیرد، هر مقطع بیشتر از مقطع پیش. کما اینکه مرحله یا مراحل خلق آسمان­ها و زمین به تدریج و طی شش دوره واقع شد. ازدیاد نور در عالم تدریجی است و زمانی که به حد قابل توجهی رسید شخص امام زمان عج ظاهر می­شوند و خودشان را به جهانیان معرفی می­نمایند.

از اولین اثرات این نور، اثر بر قلوب است. همانگونه که اگر گیاهی را در برابر نور خورشید قرار دهیم گیاه به سمت نور متمایل می­شود، قلب­ها نیز که در معرض این ازدیاد نور قرار می­گیرند به سوی آن تمایل پیدا می­کنند. لذا میل به امام ع در میان انسان­ها شدت می­یابد. مهدی­گرایی در میان مردم رشد می­کند. نه اینکه هر کسی به لحاظ اعتقاد به منجی مطرح در کیش خود به آن منجی بگراید، بلکه انسان­ها به طور خاص به شخص امام زمان عج تمایل می­یابند. مردم دنیا بیدار و مهدی­خواه می­شوند. لذا میلیون­ها نفر از انسان­ها به تشیع می­گرایند و شیعه مهدی­خواه می­شوند.

دیده شدن «موجودات دخانی»، «اموات» و «ملائک»

همان طور که با طلوع صبح و آمدن روز، به لحاظ تابش بیشتر نور، دید انسان وسیع­تر می­شود و بسیاری از چیزهایی که در شب دیده نمی­شد یا واضح نبود هنگام روز به وضوح رؤیت می­گردد، به تبع ازدیاد نور و اینکه زمین در معرض نور خورشید وجود امام ع قرار می­گیرد مقولاتی که در شب دنیا دیده نمی­شد به تدریج آشکار می­شود. خداوند مخلوقات بسیاری علاوه بر انسان دارد که در وضعیت فعلی به دلیل کمبود نور دیده نمی­شوند و از چشم­ها پوشیده­اند و به همین لحاظ به این موجودات «جن» یا پوشیده از نظر گفته می­شود.[11] همانگونه که انسان­ها در فضایی به نام «عالم مادی» زندگی می­کنند و اموات در فضایی به سر می­برند که «برزخ» نامیده می­شود، اجنه نیز در فضایی خاص قرار دارند. نام سرزمینی که اجنه در آن زندگی می­کنند چیست؟ به عالمی که اجنه در آن هستند «عالم دخان» می­گوییم. در عالم مادی، انسان و موجودات مادی قرار دارند و در عالم دخان، اجنه و موجودات دخانی. هم­اکنون این موجودات علاوه بر اینکه دیده نمی­شوند اثری هم به صورت جدی بر جسم مادی انسان­ها و کلا در عالم مادی ندارند و اثرات آن­ها تحت عنوان «همزات» بیشتر بر روان انسان­ها واقع می­شود[12]. از حوالی ظهور امام زمان عج یا به عبارت دیگر در آخرالزمان به تبع ازدیاد نور، این موجودات آشکار می­گردند.[13] این ماجرا نیز به تدریج صورت می­گیرد. یعنی ابتدا قادر خواهند بود در عالم مادی و بر اشیاء مادی اثر بگذارند. سپس با ازدیاد بیشتر نور رؤیت می­شوند و انسان­ها آنان را می­بینند و نهایتاً به صورت مادی در می­آیند و در میان انسان­ها رفت و آمد می­کنند. در این شرایط شیاطین از میان اجنه که دشمنان انسان­ها هستند شروع به قتل و غارت انسان­ها می­کنند و از این طریق ظلم زیادی را باعث می­شوند.[14] در میان اجنه آنان که پاک هستند به سپاه حق به فرماندهی امام زمان عج می­پیوندند و آنانی که ناپاک و شیطانند به لشکر باطل به فرماندهی ابلیس در می­آیند.

از دیگر اثرات ازدیاد نور در آخرالزمان دیده شدن اموات است. پس از اینکه فردی از دنیا می­رود جسم او می­ماند و خود او در برزخ قرار می­گیرد و به این لحاظ دیده نمی­شود. اما از حوالی ظهور، ازدیاد نور به قدری شدت می­یابد که اموات نیز در دنیا دیده می­شوند. اصطلاحاً به این ماجرا گفته می­شود «رجعت». یعنی اموات قادر خواهند بود با جسم مادی به دنیا بازگردند. در واقع نور خداوند، که از باب الله وجود امام زمان عج می­تابد این امکان را ایجاد می­کند که اموات دوباره با جسم مادی در دنیا قرار گیرند و لذا رؤیت شوند. البته این ماجرا تنها برای مؤمنین محض و کافران محض خواهد بود.[15] سپس در دنیا خوبان محض به لشکر حق و بدان محض به لشکر باطل می­پیوندند. از مهم­ترین افراد جبهه حق که پیش از ظهور رجعت می­کنند انبیاء الهی و اوصیاء بزرگوارشان علیهم­السلام هستند. در رأس ایشان حضرت رسول الله ص و اهل­بیت عصمت و طهارت ع قرار دارند.[16] پس از این بزرگواران از لحاظ شأن، دیگر اولوالعزم من الرسل ع می­باشند. حضرت عیسی ع فرماندهی لشکر حق را در دست دارد و ایشان وزیر امام زمان عج خواهد بود.[17] رسولان الهی که به روایتی سیصدوسیزده نفر هستند[18] به دنیا بازمی­گردند تا به عهد خویش در قبال اهل­بیت ع وفا کنند و ایشان سرداران امام زمان عج خواهند بود.[19]

با نزدیک­تر شدن به یوم الله ظهور، ازدیاد نور به اندازه­ای است که ملائک نیز خواهند توانست در قالب موجوداتی یا در قالب انسان در دنیا حضور یابند و دیده شوند.[20] چنانچه در یوم الله ظهور اولین نفری که با امام زمان عج بیعت می­کند جبرئیل ع است.[21] و ملائک این گونه جبهه حق را در برابر جبهه باطل یاری می­کنند. یا در حدیثی دیگر آمده است پس از ظهور امام زمان عج جبرئیل در جلو، میکائیل در سمت راست و اسرافیل در سمت چپ ایشان قرار می­گیرد.[22] این حضور در زمین، همراه با اثرگذاری مادی است بدین معنی که ملائک در آن زمان علاوه بر اینکه برای دیگران قابل مشاهده­اند با توان­های خاص خود بر اشیاء مادی و بر موجودات که آن­ها نیز به صورت مادی در زمین قرار دارند اثر می­گذارند، به دشمنان حمله کرده و آنان را نابود می­کنند.

دو سپاه حق و باطل با هم درگیر می­شوند و در نهایت سپاه حق بر ابلیس و لشکریانش غلبه می­کنند.[23] در واقع آخرالزمان فضایی است که در آن علاوه بر انسان، اجنه، ملائک و گذشتگان از انسان­ها و خصوصا انبیاء عظام الهی ع نیز حضور دارند. این منظر به شدت بر افکار انسان اثرگذار است. آنان قابلیت­های خاصی دارند و اسلحه متفاوتی با انسان­ها دارند. لذا این سؤال مطرح می­شود که جنگ­ها در آن زمان به چه صورت خواهد بود؟ اصلا فضای حاکم در آن زمان چگونه فضایی است که چند نوع موجود در کنار هم قرار دارند و با هم زندگی می­کنند یا احیانا با هم می­جنگند؟ باید آن فضا به گونه­ای وصف شود که همه صنف موجوداتی که در آن زمان در زمین حضور دارند قابلیت حرکت و زندگی داشته باشند. بنابراین آیا می­توان آن فضا را صرفا به گونه­ای مادی که هم­اکنون انسان­ها در آن زندگی می­کنند وصف نمود؟ آیا می­توان همه وقایعی را که در قرآن و روایات آمده است به گونه­ای تعبیر کنیم که مطابق فضایی باشد که ما امروزه با حضور همه جانبه تکنولوژی در عرصه زندگی انسان شاهد هستیم؟ در این­صورت آیا چنین توصیفی مناسب حضور اجنه، ملائک و انسان­های گذشته و به خصوص رسولان عظیم­الشأن الهی در آن فضا است؟

تغییر قوانین

از دیگر تأثیرات ازدیاد نور در آخرالزمان و پس از آن، «تغییر قوانین مادی» است. قوانین مادی یعنی همین قوانین ریاضی و فیزیک و شیمی و ... در آخرالزمان در اثر تابش نور امام ع دگرگون می­گردد و حاکمیت خود را بر اشیاء از دست می­دهد. همان­گونه که اگر تکه­ای یخ را که به دلیل ساختار خود منجمد است و تحرکی ندارد و مولکول­های آب درون آن از نظم خاصی با حداقل انعطاف­پذیری برخوردارند در برابر نور خورشید قرار دهیم کم­کم آب می­شود و روان می­گردد و مولکول­های درون آن سیّالیّت می­یابند و از نظم و چارچوبه خشک و تغییرناپذیر پیشین خارج می­شوند، هنگامی که موجودات و اشیاء مادی تحت حاکمیت قوانین منظم و با چارچوبه مشخص و قابل پیش­بینی مادی در معرض تابش نور خورشید امام ع قرار می­گیرند به تدریج از محدودیت قوانین مادی خارج می­شوند و قوانین مادی کمتر بر آن­ها اثر می­گذارد. به عبارت دیگر قوانین غیر مادی بر موجودات و اشیاء مادی حاکم می­شود. نتیجه این امر این می­شود که انسان­ها و حتی اشیاء در آن زمان کارهای خارق عادت انجام می­دهند. هنگامی که احادیث مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج را مرور می­کنیم به بسیاری از این موارد برمی­خوریم. به عنوان مثال در حدیثی مربوط به اشراق زمین به نور امام ع، پس از ذکر این واقعه آمده است که «شب و روز يكسان مي­گردد»، «ظلمت و تاريكي از بين مي­رود»، «يك مرد در زمان خود هزار سال زندگي مي­كند»، و «لباس بر تن بچه با رشد قد او بزرگ می­شود و هم­اندازه او مي­گردد و به هر رنگي كه بخواهد، در می­آيد».[24] همچنین در احادیث وارد شده است که «وحوش اهلی می­شوند»، «علم در قلوب مؤمنین قرار می­گیرد بطوریکه هیچکس در علم نیاز به دیگری پیدا نمی­کند»[25]، «عقول جمع می­گردد و اخلاق­ها کامل می­شود»[26]، «صخره به سخن می­آید و صحبت می­کند»[27]، «برخی انسان­ها مسخ می­شوند و به صورت حیوان درمی­آیند»[28]، «خسف رخ می­دهد، اینکه زمین ناگهان یک یا چند فرد یا یک لشکر را در خود فرو بَرَد»، «برخی گردنشان می­چرخد و صورتشان به پشت سرشان برمی­گردد»،[29] «شیعیان در یک چشم برهم زدن برای اقامه نماز نزد امام ع حاضر می­شوند»، «شیعیان از هرجا که باشند امام ع را می­بینند و صدایشان را می­شنوند»[30]، «یاوران به کف دست خود نگاه می­کنند و حکم امام ع را می­یابند»، «لشگر امام ع بر روی آب راه می­رود»[31]، لشگر امام ع با گفتن تکبیر دیوار قلعه را فرومی­ریزند و شهر را فتح می­کنند،[32] و مثال­های دیگر.[33] در مجموع فضایی که روایات از آن زمان ترسیم می­کنند فضای وقایع عجیب و خارق­العاده است. حجم و وسعت این وقایع، بزرگتر و گسترده­تر از آن است که صرفا بگوییم و به این بسنده کنیم که این مقولات به صورت معجزه روی می­دهد. برخی از این مقولات عمومیت دارند و واقع شدن آن­ها محدود به زمان یا فرد یا موجود خاصی نیست. مانند اهلی شدن وحوش، جابجایی سریع افراد، طول عمر بسیار زیاد[34]، و ... . در حالیکه معجزه به امری گفته می­شود که دیگران قادر بر انجام آن نباشند. بلکه مکانیسمی پشت ماجراست که بر اساس آن این همه وقایع می­توانند رخ دهند. این مکانیسم می­تواند همان «تغییر قوانین» باشد. سلطه قوانین مادی بر موجودات و اشیاء کنار زده می­شود و قوانین غیر مادی بر آن­ها حاکم می­گردد. موضوع «تغییر قوانین»، توجیه کننده وقایع مطروحه در روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور است بدون نیاز به تعبیر کردن آن­ها به مسائل امروزی. اگر این موضوع را بیان نکنیم در برخورد با این احادیث مجبور می­شویم یا آن­ها را نعوذا بالله انکار کنیم یا آن­ها را به موارد شناخته شده امروزی یا احیانا فناوری که در آینده ابداع خواهد شد تعبیر کنیم. نتیجه این می­شود که وقتی در قسمتی از حدیث می­فرمایند «...المهدی بالسّیف»[35] گفته می­شود شمشیر برای عرب نماد قدرت است و منظور از سیف در این حدیث سلاح است. در حالیکه «سلاح» نیز واژه عربی است و اهل­بیت ع می­توانستند بفرمایند المهدی بالسلاح. اما اگر با نگرش تغییر قوانین بنگریم، در آن زمان که دنیا یعنی حاکمیت قوانین مادی بر ماده، تغییر می­کند دیگر اسلحه امروزی که در چارچوب قوانین مادی ساخته شده و عمل می­کند اثر نخواهد داشت.

اگر با این کلید به سراغ این­گونه احادیث برویم براحتی متوجه می­شویم و می­پذیریم که چگونه شیعیان و یاوران در زمان ظهور هر وقت اراده کنند امام را می­بینند و با ایشان صحبت می­کنند. چگونه کف دست خود را می­نگرند و حکم امام ع را می­یابند و طبق آن رفتار می­کنند. چگونه با گفتن چهار تکبیر دیوار قلعه­های دشمن را فرومی­ریزند و آن­ها را فتح می­کنند. اتفاقا چنین توانی که نتیجه حاکمیت قوانین غیرمادی و غالبا برزخی بر ماده است، بسیار کارآمدتر است از توان­های جنگی امروزی. اینکه قوانین غیر مادی حاکم در آن زمان از چه نوعی است و اینکه مطرح شد غالبا برزخی است بدین لحاظ است که اموات و ملائک که در زمین حضور می­یابند از سنخ فضای برزخی هستند و لذا عموما بالاترین جنسیتی که در آن زمان به صورت مادی در عالم مادی وارد می­شود برزخی است پس بالاترین و لطیف­ترین جنس قوانین که در آن زمان وجود خواهد داشت برزخی است.

با ازدیاد نور خدایی از باب الله وجود امام زمان عج قوانین مادی کنار زده می­شود و لذا نشئه دنیا(حاکمیت قوانین مادی بر ماده) زوال می­یابد و نشئه­ای جدید(حاکمیت قوانین غیر مادی{برزخی} بر ماده) حاصل می­شود.[36] لذا هر چه که در چارچوبه قوانین مادی عمل می­­کند به لحاظ کنار رفتن این قوانین از کار می­افتد. یعنی یکی دیگر از اثرات ازدیاد نور، پایان دوره علم­گرایی و رفاه با تکنولوژی است.[37] در اینجا مراد، علمی است که موضوع آن مطالعه قوانین مادی است و وجود آن فقط در حضور قوانین مادی موضوعیت می­یابد.

ظاهرتر شدن اخلاقیات و باطن اعمال

پیشتر مطرح شد که با ازدیاد نور خدایی در حوالی ظهور، موجودات غیر مادی همچون اجنّه و ملائک و همچنین اموات در زمین وارد می­شوند. در واقع در آخرالزمان و در یوم الله ظهور انسان­ها خود را در میان موجودات دیگر عوالم می­یابند؛ عالم دخان(اجنه و دیگر موجودات دخانی) و عالم برزخ(اموات و ملائک). به عبارتی دیگر در آن زمان، عالم مادی با آن عوالم ترکیب می­گردد. لذا موجودات آن عوالم و همچنین قوانین آن­ها در عالم مادی وارد می­شوند. بطوریکه انسان نیز قادر خواهد بود از قوانین غیر مادی بهره ببرد لذا می­تواند اعمالی انجام دهد که قبل از آن رایج نبود.[38]

اگر بپذیریم رجعت اموات و آشکار شدن ملائک و ورود آنان به زمین نتیجه ترکیب عالم مادی با برزخ و برداشته شدن حجاب میان آن دو است و همچنین اعمال خارق­العاده مذکور در احادیثِ مربوط به آخرالزمان و زمان ظهور و پس از آن را نتیجه تغییر قوانین مادی به برزخی محسوب کنیم و این را نیز شاهدی دیگر بر ترکیب این دو عالم بدانیم، در این صورت نتیجه مهم دیگری نیز از محصول این ترکیب به دست می­آید. انسان علاوه بر جسم مادی دارای جنبه باطنی یا برزخی نیز هست. یعنی انسان دارای ظاهر و باطنی است. اعمال انسان نیز جنبه ظاهری(مادی) و باطنی(برزخی) دارد. هنگامی که نور خورشید وجود امام ع در زمان ظهور عالم را روشن­تر می­نماید و به تبع آن، عالم برزخ آشکار می­شود و اموات و ملائک که در فضای برزخی زندگی می­کنند هویدا می­گردند جنبه باطنی اعمال و اخلاق انسان­ نیز که از جنس برزخ است آشکار می­گردد. لذا اخلاق و صفات برزخی افراد در زمان ظهور، عیان می­شود[39]. همانگونه که در یک اتاق تاریک افراد چهره یکدیگر را نمی­بینند اما با روشن شدن اتاق چهره­ها تشخیص داده می­شود در زمان اشراق زمین به نور رب، به لحاظ ازدیاد نور، چهره باطنی افراد و صفات آنان و جنبه باطنی اعمال آن­ها عیان می­گردد. بخشی از اعمال انسان فرائض دینی است. اعمال دینی انسان نیز دارای باطن برزخی است. در دنیا تنها جنبه ظاهری اینگونه اعمال دیده می­شود. در حالیکه این اعمال جنبه باطنی نیز دارند که در زمان ظهور تا حدی آشکار می­شود. یعنی وجوه باطنی مقولات دینی و قرآنی در آن زمان هویدا می­گردد و چون آن­ها قبلا بدین گونه دیده نمی­شد، در زمان ظهور به لحاظ ازدیاد نور، افراد با جنبه جدیدی از دین و قرآن مواجه می­شوند.[40] این که در روایت آمده است امام ع با دین جدید و کتاب جدید با مردم بیعت می­نماید به این معنی نیست که دین و کتابی غیر از این می­آورند بلکه این بلحاظ ظهور بیشتر دینیات و آیات قرآن است که در آن زمان در اثر ازدیاد نور واقع می­شود.   

در مجموع فضایی که در منابع از آخرالزمان و زمان ظهور وصف شده است فضایی عظیم، عجیب و شدید است. از منظرهای مختلفی می­توان به این مطالب نگاه کرد کما اینکه هم­اکنون نیز تحقیقات و تألیفاتی بر این اساس وجود دارد. برخی به این مطالب به این دید نگریسته­اند که آخرالزمان فضایی است که در آن فناوری بشر بسیار پیشرفت می­کند ولذا مطالب را به دست­آوردهای مادی بشر در آن زمان تعبیر نموده­اند. اما در واقع به چه میزان از این مطالب می­توان این­گونه نگریست؟ آیا می­توان همه آنها را تعبیر نمود؟ آیا علت تعبیر کردن وقایع مذکور در احادیث در برخی یا بسیاری از تألیفات، به دلیل درک نشدن فضای حاکم بر آن احادیث نیست؟ اما اگر با این منظر که آخرالزمان آخر زمان دنیا است و با ظهور امام زمان عج دنیا و زندگی به شیوه دنیایی پایان می­پذیرد نگاه کنیم آیات و احادیث مربوطه، بدون نیاز به تعبیر، معنی می­یابد.[41] به این صورت که در آن هنگام با وجود اینکه انسان­ها با جسم مادی و درون فضایی از اشیاء مادی و به همراه دیگر موجودات(اجنه و ملائک) زندگی می­کنند اما قوانین غیر مادی و عموما برزخی بر آنان و بر اشیاء حاکم است. مُلک خداوند مراحل دارد. خداوند در دوره­ای آسمان­ها و زمین خلق را نمود، در دوره­ای انسان را خلق کرد، زمانی دنیا را برپا نمود و زمانی دنیا را تمام کرده آخرت(نشئات پس از دنیا) را برپا می­کند. انسان ابتدا درون بهشت زندگی می­کرد. بهشتی که روی همین زمین بود، یعنی اشیاء مادی. اما قوانین حاکم بر آن اشیاء، غیر مادی بود لذا اشیاء قابلیت­های خاصی داشتند.[42] پس از مدتی انسان از آن بهشت هبوط داده شد و در حالیکه روی همان زمین بود قوانین غیر مادی از اشیاء کنار زده شد و قوانین مادی بر آن­ها حاکم گشت. پس از چندهزار سال خداوند عالم و آدم را رفعت می­دهد و قوانین غیر مادی را حاکم می­گرداند. بعد از سالیان دراز قیامت را بر پا می­کند و در حالیکه انسان­ها درون جسم مادی و بر روی زمین هستند قوانین قیامتی را بر آنان حاکم می­گرداند. سپس بهشت را برقرار می­نماید که در آن­جا نیز شیئیت مادی وجود دارد اما قوانینی متفاوت و از جنس بهشت بر اشیاء حاکم است.

تفاوت در منظرهاست. اگر ظهور امام زمان عج را در فضای دنیایی بدانیم در آن صورت تمام آیات و روایات مربوط به ظهور را دنیایی معنی می­کنیم و سعی در عادی جلوه دادن آن­ها داریم. اما اگر ظهور امام زمان عج را پایان دنیا و آغاز نشئه­ای جدید بدانیم آیات و روایات مربوطه را به گونه­ای آخرتی معنی می­نماییم. از آنان که به دور از ادعا و به حق، امام زمان عج را زیارت نموده­اند کدام­یک امام ع را محتاج استفاده از تکنولوژی دیده­اند؟ یا اینکه ماجرا برعکس است و معمولا افرادی که با امام زمان عج همنشین بوده­اند اگرچه به مدتی اندک مقولات خارق عادت از ایشان نقل کرده­اند. آیا نمی­توان این را نشانه­ای از جانب امام ع به شیعیان دانست که زندگی با ایشان پس از ظهور شریفشان در چه فضایی خواهد بود؟ از امامی که تولدش غیر عادی، عمرش غیر عادی و زندگی­اش غیر عادی است، ظهوری خارق­العاده نیز انتظار می­رود.

 


[1] [ليل1و2] ص595 ـ وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشي * وَ النَّهارِ إِذا تَجَلّي
قسم به شب در آن هنگام كه (جهان را) بپوشاند، و قسم به روز هنگامي كه تجلّي كند.

[شمس3و4] ص595 ـ وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها * وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
و به روز هنگامي كه صفحه زمين را روشن سازد، و به شب آن هنگام كه زمين را بپوشاند،

[فجر1] ص593 ـ وَ الْفَجْرِ * وَ لَيالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ* وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ
سوگند به سپيده صبح، و سوگند به شبهاي دهگانه، و سوگند به جفت و طاق، و سوگند به شب چون روی به رفتن نهد.

[قدر5] ص598 ـ سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ
شبي است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده!

[تكوير17و18] ص586 ـ وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ * وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
و قسم به شب، هنگامي كه پشت كند و به آخر رسد، و به صبح، هنگامي كه تنفّس كند.

[مدّثّر33و34] ص576 ـ وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ
و به شب، هنگامي كه (دامن برچيند و) پشت كند، و به صبح هنگامي كه چهره بگشايد.

[2] رُوِيَ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏ قَالَ دَوْلَةُ إِبْلِيسَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ يَوْمُ قِيَامِ الْقَائِمِ وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى وَ هُوَ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ
امام صادق ع در مورد «و اللیل اذا یغشی» فرمود منظور دولت ابلیس است {که} تا روز قیامت {پا بر جاست} و آن، زمان قیام قائم است. و {در مورد آیه} «النهار اذا تجلی» {فرمود} منظور از آن قائم است آنگاه که قیام نماید.

بحارالأنوار ج 24 ص 398 ح 120/ تأويل‏الآيات‏الظاهرة ص 780

 

وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى قَالَ النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ ع إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَةَ الْبَاطِلِ

امام باقر ع در مورد آیه «و النهار اذا تجلی» فرمود: «النهار» قائم از ما اهل­بیت ع است که هنگامی که قیام نماید بر دولت باطل را چیره شود./ بحارالأنوار ج 51 ص 49 ح 20 / بحارالأنوار ج 24 ص 71 ح 5 /  تفسيرالقمي ج 2 ص 425  

 

مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ  يَقُولُ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ مُسَلَّمَةٍ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ  يَعْنِي حَتَّى يَقُومَ الْقَائِمُ ع

من کل امر سلام می­فرماید: از هر امری در سلامت هستند. حتی مطلع الفجر: تا وقتی که قائم آل محمد ع قیام کند./ بحارالأنوار ج 25 ص 97 ح 69 / تفسيرفرات‏الكوفي ص 581

 

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ ع قَالَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَالْفَجْرِ هُوَ الْقَائِمُ ...وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ  هِيَ دَوْلَةُ حَبْتَرٍ فَهِيَ تَسْرِي إِلَى قِيَامِ الْقَائِمِ ع

جابر از امام صادق ع درباره آیه «والفجر» نقل کرد که فرمود منظور قائم است ... «واللیل اذا یسر» حکومت حبتر که تا دامنه قیام قائم ادامه دارد.

بحارالأنوار ج 24 ص 78 ح 19 / تأويل‏الآيات‏الظاهرة ص 766 و 776

 

[3]  عن زرارة عن أبي عبد الله ع في قول الله « وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ » قال ما زال مذ خلق الله آدم دولة لله و دولة لإبليس، فأين دولة الله أما هو إلا قائم واحد

وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ‏، يعنى: اين روزها را ميان مردم ميگردانيم. در تفسير عيّاشى از زراره روايت ميكند كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود: از زمان خلقت آدم هميشه دولتى از خدا و دولتى از شيطان بوده، پس در اين زمان دولت خدا كو؟ آگاه باشيد كه صاحب دولت خدا قائم آل محمد (ع) است.

تفسيرالعياشي ج1 ص 199 ح 145 / بحارالأنوار ج51 ص54 ح 38

 

وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها  يَعْنِي الْأَئِمَّةَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَمْلِكُونَ الْأَرْضَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ فَيَمْلَئُونَهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً

ابن عباس از حضرت رسول الله ص نقل می­کند که در مورد آیه والنهار اذا جلاها فرمودند: یعنی امامانی از ما اهل­بیت که زمین را در آخرالزمان پادشاهی کنند پس آن را مملو از عدل و قسط سازند.

بحارالأنوار ج 24 ص 79 / بحارالأنوار ج 53 ص 118 ح 148 / تفسيرفرات‏الكوفي ص 563

 

[4]  إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ َلآياتٍ ِلأُولِي اْلأَلْبابِ، مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاي (روشني) براي خردمندان است. (آل‌عمران190) * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ، شب و روز را دو نشانه قرار داديم (إسراء12) * يُقَلِّبُ اللّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ إِنَّ في ذلِكَ لَعِبْرَةً ِلأُولِي اْلأَبْصارِ، خداوند شب و روز را می­گرداند؛ در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت! (نور44)

 

[5]  

[آل‌عمران189] ص75 ـ وَ لِلّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اللّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

و حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؛ و خدا بر همه چيز تواناست.
[حديد2] ص537 ـ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ يُحْيي وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

مالكيّت (و حاكميّت) آسمانها و زمين از آن اوست؛ زنده مي‏كند و مي‏ميراند؛ و او بر هر چيز توانا است!

 

[6]  هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ، او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز [= شش دوران] آفريد؛ (حديد 4)

 

[7]  

الكافي ج 1 ص 195 ح 6 / بحارالأنوار ج 64 ص 55 و ج 35 ص396

 

[8]  

تفسيرالقمي  ج2  ص 253 / بحارالأنوار  ج7  ص326 [تفسيرقمي]  /  معجم احادیث امام مهدی  ج5  ص381  ح1817

 

[9]  

بحارالأنوار ج 52 ص 330 ح 52 و ص 337 – همچنین مراجعه نمایید به بحارالأنوار ج 51 ص 71 ح 12 و ج 52 ص321 ح 29

 

[10]  [حديد6] ص538 ـ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
شب را در روز فرو می­برد و روز را در شب؛ و او به آنچه در دل سينه‏ها وجود دارد داناست.

 

[11]  [اعراف27] ص153 ـ يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ  مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ
اي فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مي‏بينند از جايي كه شما آنها را نمي‏بينيد؛ (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياي كساني قرار داديم كه ايمان نمي‏آورند!

 

[12]  

[مؤمنون97] ص348 ـ وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ

 

[13]  

قَالَ الْمُفَضَّلُ يَا سَيِّدِي وَ تَظْهَرُ الْمَلَائِكَةُ وَ الْجِنُّ لِلنَّاسِ قَالَ إِي وَ اللَّهِ يَا مُفَضَّلُ وَ يُخَاطِبُونَهُمْ كَمَا يَكُونُ الرَّجُلُ مَعَ حَاشِيَتِهِ وَ أَهْلِهِ قُلْتُ يَا سَيِّدِي وَ يَسِيرُونَ مَعَهُ قَالَ إِي وَ اللَّهِ يَا مُفَضَّلُ وَ لَيَنْزِلَنَّ أَرْضَ الْهِجْرَةِ مَا بَيْنَ الْكُوفَةِ وَ النَّجَفِ‏ وَ عَدَدُ أَصْحَابِهِ ع حِينَئِذٍ سِتَّةٌ وَ أَرْبَعُونَ أَلْفاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ سِتَّةُ آلَافٍ مِنَ الْجِنِّ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى وَ مِثْلُهَا مِنَ الْجِنِّ بِهِمْ يَنْصُرُهُ اللَّهُ وَ يَفْتَحُ عَلَى يَدَيْهِ قَالَ الْمُفَضَّلُ فَمَا يَصْنَعُ بِأَهْلِ مَكَّة   

مفضل گفت: آقا: آيا جن و فرشتگان براى بشر آشكار ميگردند؟ فرمود: آرى و اللَّه آشكار مى‏شوند و با آنها سخن ميگويند، مانند يكنفر آدمى كه با بستگان خود سخن بگويد. عرضكردم: آقا! آيا فرشتگان و طايفه جن همه جا همراه قائم ميروند؟ فرمود: آرى و اللَّه. آنها در زمين هجرت واقع در كوفه و نجف فرود مى­آيند، و عدد ياران او در آن موقع چهل و شش هزار نفر فرشته و شش هزار جن است (در روايت ديگر فرمود چهل و شش هزار هم از جن) خداوند قائم را پيروز مى‏گرداند.

بحار الأنوار ج‏53 ص11  / بحارالأنوار ج60 ص75 [منتخب البصائر]

 

سلمان الفارسي قال: دخلت على رسول الله ص يوما فلما نظر إلي قال: ... إي و الذي أرسل محمدا إنه لبعهد مني و لعلي و فاطمة و الحسن و الحسين و تسعة أئمة و كل من هو منا و مظلوم فينا إي و الله يا سلمان! ثم ليحضرن إبليس و جنوده و كل من محض الإيمان محضا و محض الكفر محضا حتى يؤخذ بالقصاص و الأوتار و الثارات وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً و نحن تأويل هذه الآية وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ ‏   سلمان فارسي از وجود مقدس حضرت رسول  اكرم نقل مي كند كه فرمودند: ... سوگند به خدايي كه محمد را به رسالت برانگيخت اين پيماني است از طرف من و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن امام و از همه كساني كه از ما هستند و در راه ما مورد ستم قرار گرفته‏اند. اي سلمان به خدا سوگند ابليس و سپاهيانش حاضر مي‏شوند و همة مؤمنان خالص و كافران خالص حاضر مي شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به كسي ستم نمي كند.اين است تأويل آيه « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ ‏» / بحارالأنوار ج‏25  ص‏6 و ج‏53 ص‏142 / مصباح‏الشريعه ص‏63

 

[14]  

به طور کلی موجودات دخانی(غیر از موجودات مثبت) خصوصا شیاطین باعث مملو ساختن زمین از ظلم و جور می­شوند. یک گروه دیگر از موجودات دخانی که در آخرالزمان به زمین وارد می­شوند دو قوم هستند به نام «یأجوج» و «مأجوج» که بسیار مفسد و خونخوارند. موجوداتی بعضا با جثه­های بسیار بزرگ که به راحتی انسان­ها را می­خورند و از بین می­برند./ کهف 98 و انبیاء 96 / القمی ج 2 ص 40 / بحارالأنوار ج 12 ص 180 ح 7 - ج 12 ص 178 ح 5 - ج 6 ص 313 ح 21 - ج 27 ص 36

 

[15]  سلمان الفارسي قال: دخلت على رسول الله ص يوما فلما نظر إلي قال: ... إي و الذي أرسل محمدا إنه لبعهد مني و لعلي و فاطمة و الحسن و الحسين و تسعة أئمة و كل من هو منا و مظلوم فينا إي و الله يا سلمان! ثم ليحضرن إبليس و جنوده و كل من محض الإيمان محضا و محض الكفر محضا حتى يؤخذ بالقصاص و الأوتار و الثارات وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً

سلمان فارسي از وجود مقدس حضرت رسول  اكرم نقل مي كند كه فرمودند: ... سوگند به خدايي كه محمد را به رسالت برانگيخت اين پيماني است از طرف من و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن امام و از همه كساني كه از ما هستند و در راه ما مورد ستم قرار گرفته‏اند. اي سلمان به خدا سوگند ابليس و سپاهيانش حاضر مي‏شوند و همة مؤمنان خالص و كافران خالص حاضر مي شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به كسي ستم نمي كند.اين است تأويل آيه « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ ‏».  

بحارالأنوار ج‏25  ص‏6 و ج‏53 ص‏142 / مصباح‏الشريعه ص‏63

 

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً  فَقَالَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ إِلَّا سَيَرْجِعُ حَتَّى يَمُوتَ وَ لَا أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مَاتَ إِلَّا سَيَرْجِعُ حَتَّى يُقْتَلَ

در كتاب «منتخب البصائر» از محمد بن طيار از آن حضرت روايت كرده است‏ كه در تأويل آيه: وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً  يعنى: و روزى كه برانگيخته ميكنيم از هر گروهى، جمعى را. فرمود: هر مؤمنى كه كشته شده باشد؛ بدنيا برميگردد تا (بعد از زندگى مجدد) بمرگ طبيعى بميرد و هر مؤمنى كه مرده باشد، بدنيا برميگردد تا كشته شود (و بثواب شهادت نائل گردد)./ بحارالأنوار ج 53 ص 40 ح 5 / تأويل‏الآيات‏الظاهرة ص 403

 

[16]  

[قصص85] ص396 ـ إِنَّ الَّذي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلي مَعادٍ قُلْ رَبّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدي وَ مَنْ هُوَ في ضَلالٍ مُبينٍ

( الامام زين العابدين عليه السلام ) " يرجع إليكم نبيكم ص و أميرالمؤمنين ع والائمة ع
معجم ج5 ح 1763 / القمي : ج 2 ، ص 147 / الايقاظ من الهجعة : ص 343 ب 10 ح 95 / البرهان : ج 3 ، ص 239 ح 2 / البحار : ج 53 ، ص 56 ب 29 ح 33 / نور الثقلين : ج 4 ص 144 ح 126

 

[17]  قال رسول الله(ص):... ويهلک(عيسي‌ع) الدجال، ويقبض أموال القائم عليه السلام، ويمشي خلفه أهل الکهف، وهو الوزير الايمن للقائم عليه السلام وحاجبه ونائبه، ويبسط في المغرب والمشرق الامن من کرامة الحجة بن الحسن صلوات الله عليهما...

حضرت رسول‌الله(ص) فرمودند:... و(عيسي ع) دجال را به هلاکت مي‌رساند، و اموال قائم(عج) را باز پس مي‌گيرد، و اصحاب کهف پشت سر او براه مي‌افتند، و ايشان وزير پر خير و برکت و روشنائي (يا دربان) و نائب قائم(عج) هستند. و آرامش و امنيت را بواسطة کرامت حجت بن‌الحسن(ع) در مغرب و مشرق مي‌گستراند....

غایه­المرام ج 7 ص 93 (السید هاشم البحرانی) / حیاه­الامام­المهدی(باقر شریف القرشی) ع ص 280 / معجم احادیث امام مهدي(الشیخ علی الکورانی) ج1 ص530 ح361

 

[18]  عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَمِ النَّبِيُّونَ قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِيٍّ قُلْتُ كَمِ الْمُرْسَلُونَ مِنْهُمْ قَالَ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ جَمّاً غَفِيرا

ابوذر ره نقل می­کند به رسول خدا ص عرض كردم: ... اى پيامبر خدا! پيغمبران چند تن بوده‏اند؟ فرمود: يك صد و بيست و چهار هزار (تن). گفتم: پيامبران مرسل چند تن بودند؟ فرمود: سيصد و سيزده تن، عده بسيارى.

بحارالأنوار ج11 ص 32 ح 24 / معاني‏الأخبار ص332 / جامع‏الأخبار ص 179 / مجموعةورام ج 2 ص 66 / الخصال ج2 ص523

 

[19]  وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدينَ (آل‏عمران 81)

و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)،پيمان مؤكّد گرفت، كه هرگاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبري به سوي شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مي‏كند، به او ايمان بياوريد و او را ياري كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: «(آري) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.»

 

عَنْ فَيْضِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ  الْآيَةَ قَالَ لَيُؤْمِنُنَّ بِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَيَنْصُرُنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قُلْتُ وَ لَيَنْصُرُنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ ع نَعَمْ وَ اللَّهِ مِنْ لَدُنْ آدَمَ فَهَلُمَّ جَرّاً فَلَمْ يَبْعَثِ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا إِلَّا رَدَّ جَمِيعَهُمْ إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى يُقَاتِلُوا بَيْنَ يَدَيْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع

نيز در كتاب مزبور از فيض بن ابى شيبه روايت مى‏كند كه گفت: شنيدم‏ حضرت صادق عليه السّلام آيه وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ ... را تلاوت نمود و سپس فرمود: تمام پيغمبران برسول اكرم ايمان مى‏آورند و على عليه السّلام را يارى مينمايند و بعد فرمود: آرى و اللَّه خداوند از زمان آدم تا پيغمبر خاتم هر پيغمبرى را كه مبعوث گردانيد دوباره بدنيا برميگرداند، تا در ركاب امير المؤمنين عليه السّلام جهاد كنند. در تفسير عياشى اين روايت بسند ديگر هم از فيض بن ابى شيبه نقل شده است.

بحارالأنوار ج 53 ص 41 ح 9 / تفسيرالعياشي ج 1 ص 181 ح 76 / همچنین مراجعه فرمایید به بحارالانوار ج 53 ص50 ح 23 - ص 61 ح 50 – ص 118 – ج 90 ص 87 و تفسيرالقمي ج 1 ص 25

 

[20]  عن ضریس بن عبدالملک عن ابی جعفر ع قال: ان الملائکه الذین نصروا محمدا ص یوم بدر فی الارض ما صعدوا بعد و لا یصعدون حتی ینصروا صاحب هذا الامر و هم خمسه آلاف

امام باقر ع فرمود: همانا فرشتگانی که محمد ص را در روز {جنگ}بدر در زمین یاری نمودند پس از آن {به آسمان} صعود نکردند و صعود نخواهند کرد تا اینکه صاحب این امر(امام زمان عج ) را یاری کنند و تعداد ایشان پنج هزار است.

البرهان ج 1 ص 685 ح 5 / نورالثقلین ج 1 ص 387 ح 346 و 343

 

همچنین ر ک پاورقی 13

 

[21]  [إكمال الدين‏] عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْ يُبَايِعُ الْقَائِمَ ع جَبْرَئِيلُ ع يَنْزِلُ فِي صُورَةِ طَيْرٍ أَبْيَضَ فَيُبَايِعُهُ ...

نيز در كمال الدين از ابان بن تغلب از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود: اول كسى كه با قائم بيعت مي­كند جبرئيل است كه بصورت پرنده سفيدى از آسمان فرود مى‏آيد و با وى بيعت مي­كند...

بحارالأنوار ج 52 ص 285 ح 18 / تفسيرالعياشي ج 2 ص 254 / كمال‏الدين ج 2 ص 671

 

... فيبعث الله عز و جل جبرئيل حتى يأتيه و يسأله و يقول له إلى أي شي‏ء تدعو فيخبره القائم فيقول جبرئيل فأنا أول من يبايع ثم يقول له مد كفك فيمسح على يده و قد وافاه ثلاثمائة و بضعة عشر رجلا فيبايعونه فيقيم بهم بمكة حتى يتم أصحابه عشرة آلاف أنفس ثم يسير إلى المدينة

در اين هنگام پروردگار جبرئيل را ميفرستد تا از وى سؤال كند مردم را به چه طريقى دعوت ميكند، حضرت قائم عليه السّلام روش خود را براى او توضيح ميدهد، سپس جبرئيل با او بيعت ميكند و ميگويد: من اولين كس هستم كه با شما بيعت ميكنم، پس از بيعت جبرئيل سيصد و سيزده نفر اصحاب خاص او هم بيعت ميكنند، و در مكه اقامت ميكند تا آنگاه كه لشكريانش به ده هزار برسد و پس از آن بطرف مدينه حركت مينمايد.

إعلام‏الورى ص460

 

[22]  أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد قال حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان قال حدثنا يوسف بن كليب قال حدثنا الحسن بن علي بن أبي حمزة عن عاصم بن حميد الحناط عن أبي حمزة الثمالي قال سمعت أبا جعفر محمد بن علي ع يقول لو قد خرج قائم آل محمد ع لنصره الله بالملائكة المسومين و المردفين و المنزلين و الكروبين يكون جبرئيل أمامه و ميكائيل عن يمينه و إسرافيل عن يساره‏ ...

خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را يحيى ابن زكريّا بن شيبان او گفت: حديث كرد ما را يوسف بن كليب او گفت: حديث كرد ما را حسن بن علىّ بن ابى حمزه از عاصم بن حميد حنّاط و او از ابى حمزه ثمالىّ‏ كه گفت: شنيدم ابو جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) عليهما السّلام ميفرمود اگر قائم آل محمّد خروج كند خداوندش با فرشتگان مسوّمين و مردفين و منزلين و كروبيّين ياريش ميكند و جبرئيل در پيشاپيش او و ميكائيل از راستش و اسرافيل از چپش و هيبت و وحشت بفاصله يكماه راه در پيشاپيش‏اش و پشت سرش و از راستش و از چپش و فرشتگان مقرّب در برابرش خواهند بود.

الغیبه للنعمانی ص 234 ح 22 / همچنین رجوع نمایید به بحارالأنوار ج 52 ص 343 و تفسيرالعياشي ج 2 ص 58

 

[23]  إسحاق‌بن‌عمار قال: سألته(عليبنالحسين) عن إنظار الله تعالي إبليس وقتا معلوما ذکره في کتابه فقال(الله):"فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * ِلي يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؟" قال: الوقت المعلوم، يوم قيام القائم. فإذا بعثه الله کان في مسجد الکوفة و جاء إبليس حتي يجثو علي رکبتيه، فيقول يا ويلاه من هذا اليوم! فيأخذ بناصيته، فيضرب عنقه. فذلک يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ منتهي أجله. امام زينالعابدين(ع) دربارة آية "فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلي يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" فرمودند: "الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" روز قيام قائم(عج) است. زماني که خداوند او را برانگيزد، در مسجد کوفه خواهد بود در حاليکه ابليس پيش مي‌آيد تا اينکه ابليس به زانو در مي‌آيد و مي‌گويد: "واويلا از اين روز!". پس حضرت موي جلوي پيشانيش را مي‌گيرد و گردنش را مي‌زند. و اين است "يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" که پايان اجل ابليس است.

بحارالأنوار ج52 ص377 [انوارالمضيئه]/ معجم احاديث الامام المهدي(عج) ج5 ص197 ح1620

 

[24]  مفضل بن عمر قال سمعت أبا عبد الله يقول:  إن قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربها و استغنى العباد عن ضوء الشمس و صار الليل و النهار واحدا و ذهبت الظلمة و عاش الرجل في زمانه ألف سنة يولد له في كل سنة غلام لا يولد جارية و يكسوه الثوب فيطول عليه كلما طال و يتلون عليه أي لون شاء

امام صادق(ع) فرمودند: همانا قائم ما(عج) هنگاميكه قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن مي شود و مردم از روشنايي خورشيد بي نياز مي شوند، و شب وروز يكسان مي گردد و ظلمت و تاريكي از بين مي رود و يك مرد در زمان خود هزار سال زندگي مي كند در حاليكه همه در هر سال بچه اي بدنيا بياورد كه تا آن موقع بدنيا نياورده باشد و لباس بر تن او درست آيد و با رشد طول قامتش اندازه باشد بطوريكه هر اندازه قد بكشد،  لباس هم به اندازه او مي شود و هر رنگي كه بخواهد، به همان رنگ در آيد.

دلائل‏الإمامه ج241 و ص260 /  معجم احاديث امام‏ مهدى(عج)ج5 ص379 ح1816

 

[25]  خطبة لأمير المؤمنين ع تسمى المخزون: ...  فتستبشر الأرض بالعدل و تعطي السماء قطرها و الشجر ثمرها و الأرض نباتها و تتزين لأهلها و تأمن الوحوش حتى ترتعي في طرق الأرض كأنعامهم و يقذف في قلوب المؤمنين العلم فلا يحتاج مؤمن إلى ما عند أخيه من علم فيومئذ تأويل هذه الآية يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ و تخرج لهم الأرض كنوزها و يقول القائم كلوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ...

اميرالمومنين  (ع)  فرمودند: ...  زمين را به عدل بشارت مي دهد و آسمان،  بارانش ودرختان،  ميوه هايش و زمين،  گياهانش را رو مي كند و براي اهل زمين خود را زينت مي دهد و حيوانات وحشي مانند چهارپايان در زمين مي چرخند و علم در قلبهاي مومنين قرار داده مي شود،  هيچ مومني به علمي كه نزد برادرش است نيازمند نمي شود و آن روز تاويل اين آيه   «يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ»  است. و زمين گنجهايش را به آنها مي نماياند و قائم  (عج)  مي‏فرمايند:   بخوريد، گوارا باد بر شما،  بخاطر آنچه كه در روزهاي محروميت انجام داديد.  مختصربصائرالدرجات  ص519  /  بحارالأنوار ج53  ص86[منتخب البصائر]

 

[26]  أبي خالد الكابلي عن أبي جعفر ع قال إذا قام قائمنا وضع يده على رئوس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم  

امام باقز (ع) فرمودند، هرگاه خروج كند قائم ما  دست خود را بر سر بندگان  مي گذارد پس به سبب آن عقلهاي ايشان را جمع مي نمايد و اخلاقشان را كامل مي گرداند.

الخرائج و الجرائح  ج2 ص840 / بحارالأنوار ج52 ص336/ الخرائج والجرائح/ كمال الدين ج2 ص675 

 

[27]  أبي بصير قال قال أبو عبد الله ع في قول الله عز و جل هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ فقال و الله ما نزل تأويلها بعد و لا ينزل تأويلها حتى يخرج القائم ع فإذا خرج القائم ع لم يبق كافر بالله العظيم و لا مشرك بالإمام إلا كره خروجه حتى أن لو كان كافرا أو مشركا في بطن صخرة لقالت يا مؤمن في بطني كافر فاكسرني و اقتله

امام صادق(ع) درباره كلام خداوند « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » فرمودند: قسم بخدا تأويل اين آيه بعد از نزولش نيامده و تأويلش نازل نمي شود تا هنگاميكه قائم(ع) خارج شود. پس هنگامي كه قائم(ع) خروج كند، هيچ كافر به خداوند بزرگ و نه هيچ مشركي به امام باقي نمي ماند، مگر آنكه از خروج ايشان كراهت داشته باشد. تا آنجا كه اگر كافر يا مشركي در داخل سنگ بزرگي پنهان شود، آن سنگ بگويد: اي مؤمن! كافري در اين جا است مرا بشكن و او را بكش.

كمال‏الدين ج2  ص670 / تأويل الآيات‏الظاهرة ص663 / بحارالأنوار ج52  ص324 [إكمال الدين]/ بحارالأنوار ج51 ص60 [كنز جامع الفوائد و تأويل الآيات الظاهرة]

 

[28]  سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ قَالَ خَسْفٌ وَ مَسْخٌ وَ قَذْفٌ قَالَ قُلْتُ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ قَالَ دَعْ ذَا ذَاكَ قِيَامُ الْقَائِمِ

از امام صادق عليه السّلام در باره آيه شريفه: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ... پرسش كردند و حضرت عليه السّلام در پاسخ فرمود: مقصود به زمين فرو شدن و مسخ شدن و پرتاب شدن است. راوى مى‏گويد: عرض كردم: تا براى آنها آشكار شود؟ فرمود: اين سخن را رها كن، مقصود قيام امام قائم است. / الكافي ج 8 ص 166 ح 181

 

و روي الطبراني في معجمه عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله ص في آخر الزمان تأتي المرأة فتجد زوجها قد مسخ قردا لأنه لا يؤمن بالقدر

ابو سعيد خدري نقل مي کند که حضرت رسول الله فرمودند: که در آخر الزمان زني مي آيد و همسرش را به صورت ميمون مسخ شده مي يابد زيرا او به شب قدر ايمان نداشت. / بحارالأنوار ج62 ص241

 

الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الدَّيْلَمِيُّ فِي الْإِرْشَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَظْهَرُ فِي أُمَّتِي الْخَسْفُ وَ الْقَذْفُ قَالُوا مَتَى ذَلِكَ قَالَ إِذَا ظَهَرَتِ الْمَعَازِفُ وَ الْقَيْنَاتُ وَ شُرِبَتِ الْخُمُورُ وَ اللَّهِ لَيَبِيتَنَّ أُنَاسٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى أَشَرٍ وَ بَطَرٍ وَ لَعِبٍ فَيُصْبِحُونَ قِرَدَةً وَ خَنَازِيرَ لِاسْتِحْلَالِهِمُ الْحَرَامَ وَ اتِّخَاذِهِمُ الْقَيْنَاتِ وَ شُرْبِهِمُ الْخُمُورَ وَ أَكْلِهِمُ الرِّبَا وَ لُبْسِهِمُ الْحَرِيرَ

حضرت رسول الله- صلّى اللَّه عليه و آله و سلم- فرمود: در امت من خسف و قذف ظاهر مى‏شود. گفتند: يا رسول اللَّه چه زمان اين بلاها ظاهر خواهد شد؟ فرمود: هنگامى كه ظاهر شود استعمال آلات لهو و زنهاى خواننده و نوشيدن مسكرات. به خدا قسم مردمى از امّت من بر سركشى و طغيان و بازى شب مى‏كنند و صبح مى‏كنند در  حالى كه به صورت ميمون‏ها و خوك‏ها مسخ شده‏اند، براى اينكه چيزهاى حرام را حلال مى‏دانند و زنهاى خواننده براى خود تهيّه مى‏كنند و شراب مى‏خورند و ربا مى‏گيرند و لباس حرير مى‏پوشند.

وسائل‏الشيعة     17     311 ح 22623 / ارشاد القلوب ج 1 ص 38

 

[29]  حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى الْبَيْدَاءِ فَيَخْرُجُ إِلَيْهِ جَيْشُ السُّفْيَانِيِّ فَيَأْمُرُ اللَّهُ الْأَرْضَ فَيَأْخُذُهُمْ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ يَعْنِي بِقَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ يَعْنِي بِقَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَى آخِرِ السُّورَةِ فَلَا يَبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا رَجُلَانِ يُقَالُ لَهُمَا وَتْرٌ وَ وُتَيْرَةٌ مِنْ مُرَادٍ وُجُوهُهُمَا فِي أَقْفِيَتِهِمَا يَمْشِيَانِ الْقَهْقَرَى يُخْبِرَانِ النَّاسَ بِمَا فُعِلَ بِأَصْحَابِهِمَا

... تا اینکه به بیداء می­رسد پس سپاه سفیانی به سوی او حرکت می­کند که خداوند زمین را امر می­نماید تا آنان را از زیر پاهایشان بگیرد و انی است فرموده خداوند «و لو تری اذ فزعو فلا فوت و اخذو من مکان قریب»، و می­گویند به او یعنی به قائم آل محمد ایمان آوردیم الخ، پس نماند از آن سپاه مگر دو نفر به نام­های وتر و وتیره چرا که چهره­شان پشت سرشان است و به پشت سر راه می­روند و مردم را خبر می­دهند به آنچه بر سر یارانشان آمده است.

بحارالأنوار ج 52 ص 341 / تفسيرالعياشي ج 2 ص 56

 

ابن عباس قال قال رسول الله ص: ...و عند ذلک ثلاثة خسوف خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزيرة العرب

ابن عباس از رسول خدا نقل مي کند که فرمود: ... و در آن هنگام(نزديک ظهور) سه فرو رفتن زمين(خسف) خواهد بود، فرو رفتني در مشرق و فرو رفتني در مغرب و فرو رفتني در جزيره العرب. 

کمال‏الدين ج1 ص250 / روضه الواعظين ج2 ص484 / بحارالأنوار ج52 ص276[کمال‏الدين]

 

علي بن ابيطالب(ع) قال لابن عباس: ياابن عباس! ... فتوقعوا خروج آل ابي سفيان، و أمارته عند هلال مصر، و عند هلال مصر خسف بالبصره، خسف بکلاها و بأرجاها. و خسفان آخران بسوقها و مسجدها معها ... و بمصر ثلاثه خسوف...

اميرالمؤمنين(ع) به ابن عباس فرمودند: اي ابن عباس! ... پس منتظر خروج (قيام و حکومت) آل ابي سفيان باشيد در زمان هلال مصر، و در آن زمان خسفی در بصره و خسفی در هر دو شهر(مصر و بصره) و در کناره هاي آن و دو خسف ديگر با آنها در مسجد و بازارشان ... و در مصر سه خسف خواهد بود.

ملاحم ابن طاووس ص124 باب 39 / موسوعه اميرالمومنين(ع) ص306 حديث7 

 

قال رسول الله (ص): ليکونن من هذه الامة قوم قردة و قوم خنازير، و ليصبحن فيقال خسف بداربني فلان ودار و بينما الرجلان يمشيان يخسف باحدهما.

حضرت رسول الله(ص) فرمودند: به تحقیق گروهي از اين امت بوزينه(ميمون) و گروهي خوک خواهند شد و مردم صبح مي‌کنند و به يکديگر مي‌گويند: زمين در محلة بني فلان و در محلي ديگر فرو رفت. و در حالي که دو مرد با هم راه مي‌روند، زمين براي يکي از آنها فرو مي‌رود. / ابن حماد ص 172

 

[30]  أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ يُكَلِّمُهُمُ فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِه‏

چون قائم ما قیام نماید، خداوند گوش و چشم شیعیان ما را چنان کند که بین آن­ها و امام ع نیازی به پیک نباشد به گونه­ای که هر گاه امام سخن بگوید آنان می­شنوند و او را می­بینند در حالی که امام ع در جایگاه خود قرار دارد./ کافی ج 8 ص 240 ح 329 / بحارالانوار ج 52 ص 336 ح 72 

 

[31]  عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بَعَثَ فِي أَقَالِيمِ الْأَرْضِ فِي كُلِّ إِقْلِيمٍ رَجُلًا يَقُولُ عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ أَمْرٌ لَا تَفْهَمُهُ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فِيهِ فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ اعْمَلْ بِمَا فِيهَا قَالَ وَ يَبْعَثُ جُنْداً إِلَى الْقُسْطَنْطِينِيَّةِ فَإِذَا بَلَغُوا الْخَلِيجَ كَتَبُوا عَلَى أَقْدَامِهِمْ شَيْئاً وَ مَشَوْا عَلَى الْمَاءِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمُ الرُّومُ يَمْشُونَ عَلَى الْمَاءِ قَالُوا هَؤُلَاءِ أَصْحَابُهُ يَمْشُونَ عَلَى الْمَاءِ فَكَيْفَ هُوَ فَعِنْدَ ذَلِكَ‏ يَفْتَحُونَ لَهُمْ أَبْوَابَ الْمَدِينَةِ فَيَدْخُلُونَهَا فَيَحْكُمُونَ فِيهَا مَا يَشَاءُون‏

نقل نمود محمّد بن جعفر بن محمّد عليهما السّلام از پدرش عليه السّلام كه فرمود: چون قائم قيام كند بكشورهاى روى زمين هر كشورى كسى را ميفرستد و ميگويد فرمان تو در كف دست تو است هنگامى كه كارى پيش آمد كند كه آن را نفهمى و ندانى چگونه در آن قضاوت كنى بكف دست خود نگاه كن و بآنچه در آنست عمل كن. فرمود: و سپاهى بقسطنطنيه ميفرستد كه چون‏ بكنار خليج برسند چيزى بر قدمهايشان مينويسند و بر روى آب راه ميروند. روميان كه آنان را مى‏بينند بروى آب راه ميروند ميگويند: اينان كه ياران اويند بر روى آب راه ميروند پس خود او چگونه است؟ اين هنگام دروازه‏هاى شهر را بر روى آنان ميگشايند و آنان داخل شهر ميشوند و هر آنچه را كه ميخواهند در شهر دستور ميدهند./ غیبت نعمانی ص 320 ح 8

 

[32]  إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج 2 ص 254 / بیان الائمه ج 3 ص 439

 

[33]  

با این احادیث چگونه برخورد کنیم؟ آن­ها را رد کنیم یا بپذیریم؟ تعداد و تنوع آن­ها و تنوع منابع آن­ها بیشتر از آن است که بتوان آن­ها را نپذیرفت. آیا این احادیث را به فن­آوری امروزی و احیانا تکنولوژی که در آینده ابداع خواهد شد تعبیر کنیم؟ تا کی می­توانیم وقایع را با تکنولوژی منطبق کنیم؟ در قیامت نیز وقایع عجیب و عظیم رخ می­دهد. در بهشت نیز وصف نعمات و وقایع خارق­العاده­ای آمده است. آیا این­ها را نیز با تکنولوژی تعبیر کنیم؟ اینکه این روایات را به روز تعبیر کنیم نیازمند این است که زمان ظهور را ادامه دنیا بدانیم. آیا زمان ظهور ادامه دنیا است یا اینکه همچون قیامت و بهشت جزء نشئۀ الأخری است؟ آیا در فضایی که جن و ملَک حضور دارند می­توان از تکنولوژی سخن گفت؟ جن و ملَک با سرعت بالا و توان­های ویژه خود چه نیازی به اتومبیل و هواپیما و تلفن و اسلحه جنگی دارند؟ همچنین انسان­هایی که در زمان­های گذشته می­زیسته­اند و سپس به زمین رجعت می­کنند هیچ آشنایی با تکنولوژی ندارند. انبیاء الهی ع نیز رجعت می­کنند. آیا ایشان که هر یک معجزاتی دارند برای نابود کردن دشمنان خود نیازمند ابزار تکنولوژیک جنگی هستند؟ حضرت موسی ع که هیچگاه از سلاح رایج در زمان خود یعنی سحر استفاده ننمود و بلکه از ابزار الهی یعنی عصا استفاده کرد محتاج سلاح­ امروزی خواهد بود؟
این احادیث چه چیزی را بیان می­کند؟ در آخرالزمان و پس از ظهور چه چیز واقع می­شود؟ آیا این ماجراها را صرفا باید به حساب معجزه گذاشت؟ آیا همه چیز طبق روال پیشین است و فقط این تعداد مقولات به صورت معجزه واقع می­شود؟ یعنی در آن زمان همه اشیاء چون گذشته، تحت حاکمیت قوانین مادی؛ همان قوانین ریاضی، فیزیک و شیمی هستند و فقط این مقولات معجزه­وار و به صورت خارق عادت(خارج از حاکمیت قوانین مادی) رخ می­دهند؟ اگر هم این وقایع را به حساب معجزه­وار بودن آن­ها گذاریم آیا نمی­توان برای معجزه، مکانیسم قائل شد؟ معجزه بودن واقعه­ای منجر به این می­شود که در آن مورد بررسی صورت نگیرد و سخنی گفته نشود؟ در آن زمان چه چیز واقع می­شود که عموم افراد می­توانند اعمال خارق­العاده انجام دهند؟ آیا نمی­توان مکانیسمی را مطرح کرد که به لحاظ واقع شدن آن، مقولات مذکور در روایات واقع می­شوند؟

 

[34]  

عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها  وَ اسْتَغْنَى الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ يُعَمَّرُ الرَّجُلُ فِي مُلْكِهِ حَتَّى يُولَدَ لَهُ أَلْفُ ذَكَرٍ

از مفضل بن عمر از حضرت صادق روايت كرده كه گفت: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم مى‏فرمود: چون قائم قيام كند زمين با نور خداوند روشن گردد و مردم از نور خورشيد بى‏نياز گردند و هر مردى در ايام دولت او داراى هزار پسر خواهد شد./ بحارالأنوار ج 52 ص 330 ح 52 / همچنین ر ک پاورقی 22

 

[35]  

بحارالانوار ج 51 ص 59 ح 55 / تأویل الآیات ص 437 / صراط المستقیم ج2 ص262

 

[36]  

ابى عبد اللَّه بن يزيد از يزيد بن سلام نقل كرده كه وى از رسول خدا سؤال كرد و محضر مباركش عرض نمود: ... چرا دنيا را دنيا مى‏گويند؟ حضرت فرمودند: دنيا پست است و از آخرت نازل‏تر آفريده شده و اگر در عرض و مقارن آن مى‏بود اهل آن فانى نمى‏شدند همان طورى كه اهل آخرت فانى نمى‏گردند. پرسيد: چرا آخرت را آخرت مى‏گويند؟ حضرت فرمودند: براى اين كه بعد از دنيا مى‏آيد و سالهایش توصيف نشده و ايّامش شمارش نگشته و سكّانش هرگز نمى‏ميرند.

با فضایی که در مورد ظهور در منابع وصف شده است و عمرهای طولانی و بی­سابقه افراد در آن زمان که پیشتر ذکر شد به نظر می­رسد آن فضا بیشتر به آخرت شبیه است تا به دنیا.

 

[37]  

إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ / يونس24
مثل زندگي دنيا، همانند آبي است كه از آسمان نازل كرده‏ايم؛ كه در پي آن، گياهان (گوناگون) زمين -كه مردم و چهارپايان از آن مي‏خورند- مي‏رويد؛ تا زماني كه زمين، زيبايي خود را يافته و آراسته مي‏گردد، و اهل آن مطمئن مي‏شوند كه مي‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براي نابودي آن) فرامي‏رسد؛ (سرما يا صاعقه‏اي را بر آن مسلّط مي‏سازيم؛) و آنچنان آن را درو مي‏كنيم كه گويي ديروز هرگز (چنين كشتزاري) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براي گروهي كه مي‏انديشند، شرح مي‏دهيم!

المفضل بن عمر عن أبي عبد الله قال: نزلت في بني فلان ثلاث آيات قوله عز و جل حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً  يعني القائم بالسيف فجعلناها حصيدا كان لم تغن بالأمس
امام صادق (ع) فرمودند: درباره بني فلان سه آيه نازل شده است، آيه «حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً» ، يعني قائم (عج) همراه شمشيرش« فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ» ( و آنچنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز نبوده است‏! ).
دلائل ‏الإمامة  ص250 / تفسير برهان ج1  ص525 / معجم  احاديث امام مهدي ج 5  ص 159 ح 1582

[38]  

آیا شبیه چنین ماجرایی در گذشته نیز رخ داده است؟ آیا در تاریخ دوره­ای وجود داشته است که قوانین غیر مادی بر زمین یا بخش­هایی از آن حاکم باشد؟ آیا مثال­هایی در گذشته  از ترکیب عوالم مادی و دخان و برزخ وجود دارد؟ در قرآن و روایات در ماجرای بهشت حضرت آدم ع مطالبی وجود دارد که حاکی از جریان قوانین غیر مادی بر اشیاء است. مطالبی اینچنین که حضرت آدم ع هیچگاه در آن بهشت گرسنه، تشنه، عریان یا آفتاب­زده نمی­شد(طه 118و119)، وجود درختی با چند نوع میوه در آن بهشت(الميزان في تفسير القرآن ج1 ص144)، اینکه با خوردن از یک درخت لباس از حضرت آدم ع برکنده شد(اعراف22 طه 121)، و ... نشان از حاکمیت قوانین غیر مادی بر آن بهشت دارد. آن بهشت بر روی زمین قرار داشت نه در آسمان. لذا با هبوط حضرت آدم ع از آن بهشت، ایشان از آن موقعیت(جریان قوانین برزخی بر مادی) خلع گشت و در موقعیت شب یا لیل(حاکمیت قوانین مادی بر اشیاء مادی) قرار گرفت و به لحاظ محدودیت قوانین مادی ایشان به مشقت افتاد(طه117).

 

[39]  

قَالَ الْمُفَضَّلُ يَا مَوْلَايَ ثُمَّ مَا ذَا يَصْنَعُ الْمَهْدِيُّ قَالَ يَثُورُ سَرَايَا عَلَى السُّفْيَانِيِّ إِلَى دِمَشْقَ فَيَأْخُذُونَهُ وَ يَذْبَحُونَهُ عَلَى الصَّخْرَةِ ثُمَّ يَظْهَرُ الْحُسَيْنُ ع فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ صِدِّيقٍ وَ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ رَجُلًا أَصْحَابِهِ يَوْمَ كَرْبَلَاءَ فَيَا لَكَ عِنْدَهَا مِنْ كَرَّةٍ زَهْرَاءَ بَيْضَاءَ ثُمَّ يَخْرُجُ الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ يُنْصَبُ لَهُ الْقُبَّةُ بِالنَّجَفِ وَ يُقَامُ أَرْكَانُهَا رُكْنٌ بِالنَّجَفِ وَ رُكْنٌ بِهَجَرَ وَ رُكْنٌ بِصَنْعَاءَ وَ رُكْنٌ بِأَرْضِ طَيْبَةَ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مَصَابِيحِهِ تُشْرِقُ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ كَأَضْوَاءٍ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ فَعِنْدَهَا تُبْلَى السَّرائِرُ وَ تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ ثُمَّ يَخْرُجُ السَّيِّدُ الْأَكْبَرُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي أَنْصَارِهِ وَ الْمُهَاجِرِينَ وَ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ صَدَّقَهُ وَ اسْتُشْهِدَ مَعَهُ وَ يَحْضُرُ مُكَذِّبُوهُ وَ الشَّاكُّونَ فِيهِ وَ الرَّادُّونَ عَلَيْهِ وَ الْقَائِلُونَ فِيهِ إِنَّهُ سَاحِرٌ وَ كَاهِنٌ وَ مَجْنُونٌ وَ نَاطِقٌ عَنِ الْهَوَى وَ مَنْ حَارَبَهُ وَ قَاتَلَهُ حَتَّى يَقْتَصَّ مِنْهُمْ بِالْحَقِّ وَ يُجَازَوْنَ بِأَفْعَالِهِمْ مُنْذُ وَقْتَ ظَهَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى مُنْذُ وَقْتَ ظَهَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى‏ ظُهُورِ الْمَهْدِيِّ مَعَ إِمَامٍ إِمَامٍ وَ وَقْتٍ وَقْتٍ وَ يَحِقُّ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ  وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ

مفضل عرضكرد: آقا! بعدا مهدى چه مى‏كند؟ فرمود: لشكرى براى دستگيرى سفيانى بدمشق ميفرستد؛ او را گرفته و روى سنگى سر مى‏برند. آنگاه حسين عليه السّلام با دوازده هزار صديق و هفتاد و دو نفرى كه در كربلا از ياران او بودند و با وى شهيد شدند، آشكار مى‏شود. اى خوش آن رجعت نورى سپس صديق اكبر امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام ظهور ميكند و خيمه‏اى كه بر چهار پايه استوار باشد در نجف براى وى بر سر پا ميكنند. يك پايه آن در نجف و پايه‏اى در حجر اسماعيل و پايه‏اى در صفا و پايه‏اى در زمين مدينه است.

گويا چراغهاى آن را مى‏بينم كه مانند انوار مهر و ماه در آسمان و زمين ميدرخشد. در آن موقع باطن هر كس آشكار مى‏شود، و زنان شيرده از وحشت بچه‏هاى خود را رها ميكنند. آنگاه آقاى بزرگ محمد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با انصار و مهاجرين و آنها كه باو ايمان آوردند، و نبوت او را تصديق كردند و در ركاب وى شهيد شدند، ظهور ميكند.

با ظهور حضرتش كسانى كه دعوت آن حضرت را تكذيب كردند و در باره پيغمبريش شك نمودند و اعتنا بگفتار وى نكردند و كسانى كه گفتند او ساحر و كاهن و ديوانه است و از روى هواى نفس سخن ميگويد و آنها كه با وى جنگ كردند حاضر ميكنند تا از روى حق و عدالت انتقام اعمالى را كه از بعثت آن حضرت تا موقع ظهور مهدى با هر امامى و در هر وقتى از اوقات مرتكب شده‏اند از آنها بگيرد. اينست تأويل حقيقى آيه شريفه: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ  وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ.

 

[40]  

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ ... فَوَ اللَّهِ لَکَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ يُبَايِعُ النَّاسَ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ کِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُلْطَانٍ جَدِيدٍ مِنَ السَّمَاءِ أَمَا إِنَّهُ لَا يُرَدُّ لَهُ رَايَةٌ أَبَداً حَتَّي يَمُوتَ  

امام باقر(ع) فرمودند:... قسم به خدا گويي به قائم(عج) مي‏نگرم که در ميان رکن و مقام از مردم به امر جديد و کتاب جديد و سلطان جديد آسماني، بيعت مي‏گيرد. بدانيد که (هيچ پرچمي که از او گسيل شود) بدو بازگردانده نمي‏شود (شکست نميخورد)./ الغيبةللنعماني، ص262 / بحارالأنوار، ج52، ص235، ح 103

 

[41]  

جَاءَ فِي تَفْسِيرِ أَهْلِ الْبَيْتِ ع عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً قَالَ .... وَ قَوْلُهُ وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ قَالَ يَوْمُ الدِّينِ خُرُوجُ الْقَائِمِ ع ... ثُمَّ قَالَ تَعَالَى كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ هِيَ دَوْلَةُ الْقَائِمِ ع

جابر از حضرت باقر عليه السّلام در باره آيه: ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً نقل كرد ....وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ‏، ما روز پاداش را تكذيب ميكرديم منظور روز قيام حضرت قائم است، .... كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ نه هرگز آنها از آخرت باك ندارند منظور دولت حضرت قائم است... بحارالأنوار ج 24 ص 325 ح 41 / تأویل­الآیات ص 709

 

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع ... قُلْتُ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الْأَئِمَّةِ- نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ قَالَ نَزِيدُهُ مِنْهَا قَالَ يَسْتَوْفِي نَصِيبَهُ مِنْ دَوْلَتِهِمْ- وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ قَالَ لَيْسَ لَهُ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ مَعَ الْقَائِمِ نَصِيب‏

ابو بصير از قول امام صادق عليه السلام می­گوید: ...عرض كردم: «هر كس كشت آخرت خواهد؟» فرمود: يعنى معرفت امير المؤمنين عليه السلام و ائمه «در كشتش بيفزائيم» فرمود: يعنى معرفتش را بيفزائيم، تا بهره خود را از دولت ائمه دريافت كند «و هر كه كشت دنيا خواهد، از دنيا باو دهيم و در آخرت او را بهره اى نيست، فرمود: يعنى براى او از دولت حق با امام قائم بهره اى نيست.

 

نکته مهمی که در این حدیث و آیات مذکور در آن و همچنین آیات و احادیث مشابه دیگر وجود دارد این است که واژه آخرت، قیامت، یوم الدین و ساعت فقط به مفهوم قیامت و روز جزا و حساب و کتاب اطلاق نمی­شود بلکه این واژه­ها به مفاهیمی اشاره دارند که بر آن اساس به ماجرای ظهور و حکومت اهل­بیت ع پس از ظهور نیز مرتبط می­شوند. لذا می­بینیم این واژه­ها در برخی آیات قرآن توسط اهل­بیت ع به قیام امام زمان عج تأویل شده است. یعنی باید ماجرای ظهور را به گونه­ای تبیین و توصیف کنیم که بتوان واژه آخرت و واژه­های مشابه را برای آن به کار برد یا به عبارتی دیگر توصیف ما در شأن مفاهیمی باشد که این واژه­ها به آن اشاره دارند. با توجه به این موضوع آیا می­توان دولت امام زمان عج و ابزارهای آن را ادامه و در راستای دولت­های دنیایی و ابزارهای آنان که بر پایه تکنولوژی و قوانین دنیایی هستند دانست؟

 [42]   

ر.ک پاورقی 38

 رضا تسلیمی

 

 
 

این سایت مسئولیتی  در قبال اخبار و مطالب درج شده و منتسب به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر  ندارد.

انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال فرمایید: Info@SobheZohoor.com

copyright © 2006 sobhezohoor.com